تبليغاتX
وبلاگ فرورتیش رضوانیه
شما وارد وبلاگ شخصي شده‌ايد... لطفا دور بزنيد
 مردم كتاب "كافه پيانو" را پس دادند!
 
      در روزهای اخیر بسیاری از خوانندگان این کتاب و کسانی که پیش از این و عموماً قبل از انتخابات به خرید این کتاب دست زده بودند؛ به پس دادن کتاب به کتاب فروشی نشر چشمه اقدام کرده‌اند. طبق شنیده‌ها این اتفاق بعد از اعلام موضع سیاسی نویسنده این کتاب، فرهاد جعفری رخ داده است. این اقدام در نوع خود بی‌سابقه بوده است. بسیاری از خوانندگان و دارندگان این کتاب، نسخه‌های «کافه پیانو» خود را به فروشگاه نشر چشمه پس دادند.

هفته گذشته خوانندگان شهرستانی هم به این حرکت پیوستند و کتاب‌های خود را به تهران ارسال کردند. این اقدام ظاهراً به پیروی از دعوت‌های اینترنتی صورت گرفته است. «کافه پیانو» اولین بار در نمایشگاه کتاب سال 87 منتشر شد و ظرف یک سال به بیش از 20 چاپ رسید.

این رمان همچنین در نظرخواهی سال گذشته روزنامه اعتماد از منتقدان و نویسندگان به عنوان رمان برگزیده سال انتخاب شد اما اعلام موضع این نویسنده درباره انتخابات روی گروهی از خوانندگان این رمان تأثیر گذاشت. گفته می‌شود دومین کتاب جعفری مجموعه‌ای از نامه‌ها و ‌ایمیل‌هایی است که این نویسنده بعد از انتشار رمان «کافه پیانو» دریافت کرده است.

به غیر از خبر فوق منبعی آگاه اعلام کرده است برخی از نزدیکان به این نویسنده که پس از اعلام مواضع او وی را طرد کرده‌اند؛ جهت‌گیری وی را ناشی از عدم تقوای او دانسته‌اند و در یادداشتها و مقاله‌هایی که در سایت‌ها و وبلاگ‌ها قرار گرفته است به جعفری برای اشاعه چنین تفکری اعتراض کرده‌اند.

ماجرا چگونه آغاز شد
شب 22 خرداد؛ زمانی که شبکه تلویزیونی بی‌بی‌سی در حال اعلام اخبار انتخابات ایران بود، فرهاد جعفری با این شبکه تماس گرفت و به اعلام نکاتی درباره انتخابات پرداخت. او که پیش از انتخابات در بیانیه‌ای 12 ماده‌ای از محمود احمدی‌نژاد حمایت کرده بود؛ بر خلاف جریان فکری همسویش که مصاحبه با این شبکه را ممنوع اعلام کرده بودند، رفتار کرد. این رفتار غیرقانونی از سوی فرهاد جعفری دو بار دیگر نیز تکرار شد و این عمل در حالی انجام می‌شد که صراحتاً اعلام شده بود که مصاحبه با این شبکه ممنوع است. جالب اینکه او هر سه بار خود اقدام به برقراری تماس کرده است.

ماجرای فرهاد جعفری اما آغازی دیگر هم داشت. او پیش از انتخابات در اظهاراتی بسیار تند به مخالفت با رقبای احمدی‌نژاد پرداخت. اظهارات او به حدی تند بود که سایت‌های تندروی حامی محمود احمدی‌نژاد به حمایت از او پرداختند و او را مظلوم نامیدند.

جعفری در یکی از جلسات حمایت از احمدی‌نژاد شرکت کرده بود و طی آن جلسه میرحسین موسوی و خاتمی را «چپ دموکرات‌نما» خوانده بود و از این موضوع که «آقای احمدی‌نژاد در این چهارسال دست بخشی از روحانیون و روحانی‌زادگان را از قدرت کوتاه کرد» ابراز خوشنودی کرده بود.

جعفری اما تنها به این‌گونه حرف‌های تند اکتفا نکرده بود و حتی در وبلاگ شخصی‌اش از اینکه اکثریت اطرافیانش به موسوی رأی می‌دهند ابراز ناراحتی کرده بود. البته او به این نکته هم اشاره کرده که قصد رأی دادن را نداشته و تنها به دلیل اینکه موسوی رأی نیاورد به احمدی‌نژاد رأی خواهد داد.

درج خبر و تکذیب
خبر بازپس دادن کتاب کافه پیانو در تعداد بسیار، چند روزی است که در سایت‌های مختلف درج شده است. با این اوصاف مسئولان کتاب فروشی نشر چشمه به تکذیب این اخبار می‌پردازند و تعداد کتاب‌های پس داده شده را بیش از 40 جلد نمی‌دانند.

این در حالی است که تعداد کتب مرجوعی بیش از هزار جلد عنوان شده است. گفتنی است کسانی که کتاب‌ها را به کتابفروشی پس آورده بودند در مقابل کتاب تقاضای عودت وجه نکرده بودند. شهرستانی‌ها هم در تعداد بسیار زیاد از طریق پست کتاب را پس داده‌اند.
 
كافه پيانو چيست؟
کافه پیانو نخستین رمان  فرهاد جعفری است، کتابی که یکی از پرفروش‌ترین کتاب‌های هفته اخیر بوده است. کافه پیانو از ان دست کتاب‌هایی است که وقتی شروعش کردید، نمی‌توانید زمینش بگذارید.
«کافه پیانو»، داستانِ آدمی‌ست که برای خودش کافه‌ای زده تا بتواند همه مهریه زنش را جور کند و در نهایت آسودگی و آرامش بتواند کنار پنجره کافه‌اش بنشیند و خیابان را ببیند و سیگاری بگیراند،‌ یا پیپ خوش‌دستش را روشن کند و بوی خوش توتون را در هوا پراکنده کند و حواسش به درخت‌ها و پرنده‌ها باشد و اگر خیال می‌کنید که این کافه‌چی آدم بدی‌ست، سخت اشتباه می‌کنید، چون یکی از خوب‌ترین آدم‌هایی‌ست که تا حالا در دنیای داستانی سروکله‌اش پیدا شده و چرا یک نویسنده نه‌چندان موفق، یک سردبیرِ سابقِ نشریه‌ای ورشکست‌شده، یک پدر مهربان و یک همسر غرغروی سیگار بدست که علاقه بی‌حدی به «ناتور دشت» و «جی. دی. سالینجر» دارد. (روزنامه کارگزاران)

منبع: تابناك
|+| نوشته شده توسط Farvartish Rezveniyeh در سی ام تیر 1388  |
 براي او كه از ياد نمي‌رود

زنده‌ياد مجتبی تکین و دخترش شکیلا

      مجتبی تکین دبیر گروه عکس خبرگزاری مهر و روزنامه تهران‌تایمز که از عکاسان برجسته، متعهد و اخلاق‌گرای جامعه رسانه‌ای کشور بود، عصر روز جمعه در حادثه رانندگی در محور گردنه حیران به همراه خانواده‌اش به رحمت ایزدی پیوست.

مراسم‌های یادبود این عزیز از طريق خبرگزاري مهر اطلاع‌رسانی می‌شود.

 

|+| نوشته شده توسط Farvartish Rezveniyeh در بیست و هشتم تیر 1388  |
 گفت‌وگو با خبرگزاري ايرنا

 

نويسنده كتاب ‪ ۱۲‬سپتامبر: موضوعات اكشن را در غالب طنز ارائه كردم

تهران ، خبرگزاري جمهوري اسلامي ‪۲۷/۰۴/۸۸‬
فرهنگي.كتاب.مجموعه داستان
فرورتيش رضوانيه، نويسنده مجموعه داستان ‪ ۱۲‬سپتامبر گفت : مضمون بيشتر داستان‌ها، آينه‌اي از رفتار مردم تهران است كه واقعيت‌هاي رفتارهاي را به صورت طنز ارائه كردم.

نويسنده كتاب ‪ ۱۲‬سپتامبر در گفت وگو با خبرنگار فرهنگي ايرنا ، اظهار داشت : از آنجا كه در كشور ما موضوعات اكشن را مناسب براي كتاب نمي‌دانند سعي كردم داستانهاي خود را در غالب طنز تلخند ارائه دهم .

رضوانيه، با بيان اينكه فضاي خسته‌كننده اي بر برخي كتابها با مضاميني شبيه اين حاكم است و گاهي در آنها ايده سانسوري و خود سانسوري اعمال مي شود، افزود: سعي كردم وقايع و اتفاقات را با واقع بيني و به صورتي نو و با مضموني جديد بازگو كنم .

نويسنده كتاب ‪ ۱۲‬سپتامبر گفت : براي چاپ اين كتاب و انتخاب جلد آن به اندازه ساختن يك فيلم تلاش كردم .

وي گفت : تم اصلي داستانهاي كتاب بيشتر اكشن است و موضوعات واقعي و رفتارهاي اجتماعي مردم به ويژه مردم تهران به صورت طنز در كتاب آورده شده است ؟ رفتارهايي مثل اداب رانندگي ، چهره‌هاي واقعي افراد و... .

كتاب ‪ ۱۲‬سپتامبر كه دومين كتاب من است حاوي ‪ ۸۰‬داستان و در هزار جلد و با قيمت ‪ ۶‬هزار و پانصد تومان به چاپ رسيده است .

نويسنده اين كتاب گفت : داستانهاي اين كتاب در چند سال اخير در چند روزنامه از جمله همشهري مسافر به چاپ رسيده است و اساتيدي چون احترامي از من خواستند تا آن را به صورت مجموعه در آورم .

وي در خصوص انتخاب جلد كتاب و نام آن گفت : جلد و نام كتاب برگرفته از طنز داخل كتاب است و هواپيمايي فرضي را نشان مي‌دهد كه توسط يك تروريست به برج ميلاد زده مي‌شود.

نويسنده كتاب گفت : اغلب افراد جامعه قدر هنر و هنرمند را نمي‌دانند و يادشان مي‌رود كه بزرگاني براي هنر اين مملكت زحمت كشيده ا ند و من به اين دليل كتاب را به اساتيدي چون مرتضي احمدي و عزت الله انتظامي تقديم كردم .

كتاب ‪ ۱۲‬سپتامبر عصر روز چهارشنبه گذشته در فرهنگسراي رسانه با حضور اساتيد فن رونمايي شد.

لينك خبر

|+| نوشته شده توسط Farvartish Rezveniyeh در بیست و هفتم تیر 1388  |
 رونمايي از كتاب 12 سپتامبر و حذف آيتم‌هاي طنز بخاطر فاجعه سقوط هواپيماي تيم ملي جودو

رونمايي از كتاب 12 سپتامبر فرورتيش رضوانيه 

توضيح: من بابك تهراني هستم. آقاي فرورتيش رضوانيه ديشب (چهارشنبه) دو ساعت بعد از پايان مراسم رونمايي به بيمارستان رفتند و الان خوب، اما ناخوش احوال هستند. به همين دليل خبري از آن مراسم منتشر نشده فعلا.

از نكات مهم آن مراسم اين بود كه ظهر همان روز پس از وقوع فاجعه سقوط هواپيماي كاسپين، فرورتيش كه نمي‌توانست برنامه را لغو كند، كنداكتور برنامه رونمايي را كامل كنار گذاشت و تصميم گرفت آيتم‌هاي طنزي كه قرار بود نمايش داده شود و حتي كليپي كه خودش درباره تهران ساخته بود را پخش نكند. بعد از كمك گرفتن از آقاي مرتضي درخشان، توانست عكس كشته‌شدگان تيم ملي جودوي نوجوانان را از آن فدراسيون بگيرد و در ابتداي برنامه رونمايي همراه موزيكي زيبا، در سالن نمايش دهد كه در مقابله با واكنش صداوسيما در همان شب، اقدامي قابل بحث بود. سپس برنامه با تسليت به مردم و خانواده قربانيان حادثه و در فضايي متفاوت از چيزي كه از پيش قرار بود رخ دهد، برگزار شد.

در هر حال اين عكس تا زمان بازگشت سلامتي و اداره امور وبلاگ به خودشان، نمايانده مي‌شود تا بعد...

|+| نوشته شده توسط Farvartish Rezveniyeh در بیست و پنجم تیر 1388  |
 درباره توپولف و حضور سمسارهاي روس در صنعت هوايي ايران
 

      نام توپولف با سقوط در ايران پيوند خورده است. هواپيماي قديمي كه انتخاب ايران نيست، بلكه تنها انتخاب باقي مانده در شرايط تحريم است و البته شيريني سياسي رابطه ايران و روسيه هم به حساب مي‌آيد. بعد از انقلاب و در شرايط تحريم، نوسازي ناوگان هوايي به دليل محدوديت‌هاي خاص امكان‌پذير نبود. انواع و اقسام روش‌هاي دور زدن تحريم‌ها مطرح مي‌شد و مسوولان به سختي مي‌توانستند از تحريم‌ها عبور كنند.
در چنين شرايطي، طبعا توليدات شوروي سابق و روسيه فعلي با سابقه سياسي‌اي كه در مخالفت با غرب دارد بهترين انتخاب به شمار مي‌رفت.

تحفه روسي
پاي دلال‌هاي روسي و اوكرايني باز شد و چه سودها كه از تحريم ايران نبردند. تا جنگ تمام شود وضعيت طوري نبود كه كسي در آن شرايط به فكر نوسازي ناوگان هوايي بيفتد. جنگ هم كه تمام شد سال‌ها طول كشيد تا مشكلات در ساير بخش‌ها رفع شود و تازه نوسازي ناوگان هوايي آغاز شده بود كه نوبت دولت مهرورز رسيد.
صداي ساز سياست خارجي نوآورانه دولت نهم از ناوگان هوايي در مي‌آمد. تحريم‌ها بيشتر شد و همان آب باريكه هم قطع شد. حالا تنها صادر كننده به ايران روسيه بود، با هواپيماي قديمي توپولف اش. دولت هم البته از هواپيماي روسي بدش نمي‌آمد و در آبان ماه 86 يكباره بحث خريد توپولف در ايران گل انداخت و البته هنوز سرنوشت آن ماجرا كاملا مشخص نشده است.
قدر مسلم، تحريم ايران براي هركس نان نداشت، براي سمسار‌هاي روسي و دلال‌هاي اوكرايني خوب ناني داشت و البته، موقع عقد قراردادها روي فرش‌هاي قرمز تبعات اين رخدادها مشخص نمي‌شود، به جاي آن تبعات خريد و استفاده از توپولف‌هاي روسي در دشت‌هاي حاشيه قزوين به منصه ظهور مي‌رسد.
آنها كه علاقه به خريد توپولف دارند، مي‌گويند توپولف ارزان است! حتي با استدلال ارزان بودند هم كه پيش برويم، بايد ديد در عمل اين هواپيما با توجه به عمر مفيد آن در مقايسه با ساير هواپيماها، آيا بازهم اين هواپيما ارزان است. آيا اساسا، با توجه به خسارات ناشي از يك سانحه هوايي پافشاري به استفاده از اين تحفه روسي توجيه پذير است!
 
شرق‌زدگي هوايي‌ها
هواپيماهاي توپولوف154 و ايران 140 که تاکنون سوانح زيادي به مردم ايران تحميل کرده‌اند، همواره به عنوان يکي از گزينه‌هاي مطلوب مديران تصميم‌گير در ايران به شمار مي‌آيند و در بسياري موارد، کساني که از علت خريداري و اجاره هواپيما‌هايي که مورد تاييد سازمان بين‌المللي هواپيمايي IKAO نيستند، سوال مي‌کنند، متهم به زد و بند با شرکت‌هاي بوئينگ و ايرباس مي‌شوند. اگر چه اين شرکت‌ها حاضر به فروش مستقيم هواپيما به ايران نيستند.
هر چند مسوولان صنعت هوايي کشور سوء‌مديريت و ناتواني خود در تامين هواپيماهاي مطمئن را به دلايلي چون تحريم نسبت مي‌دهند، اما در برابر اين پرسش جوابي ندارند که چگونه برخي خطوط هوايي غيردولتي در ايران همچون هواپيماي در همين سال‌هاي تحريم موفق به خريداري هواپيماهاي مدرن و سالم شده‌اند.
سايت «آينده» گزارش مي‌دهد، شرکت‌هاي هواپيمايي داخلي به دليل کسر بودجه شديد و مشکلات مالي بسيار زياد نمي‌توانند استانداردهاي هوايي را در بالاترين سطح خود رعايت کنند، از سوي ديگر وقتي با فشار دولت اجازه دريافت هزينه‌هاي واقعي هر صندلي پروازي را پيدا نمي‌کنند، مجبور هستند که از حداقل استانداردها و پرنده‌هاي کهنه استفاده کنند.
روسيه در چند سال اخير تعداد زيادي از هواپيماهاي کهنه و مستهلک توپولوف154 را به شرکت‌هاي ايراني اجاره داده يا فروخته و اين سودجويي شرکت‌هاي روسي از فروش يا اجاره به طرف‌هاي ايراني به جاي بازنشسته کردن پرنده‌هاي قديمي خودشان با شرق‌زدگي شديد مسوولان صنعت هوايي ايران به سنتي تکراري و محبوب تبديل شده است.

مشكل، دور زدن تحريم است
بر اساس تحريم‌هاي فعلي فروش هواپيماهايي كه ارزش قطعات آمريكايي آن بيشتر از 10 درصد باشد به ايران ممنوع است. احمدخرم، وزير پيشين راه سال گذشته در مورد ميزان تاثير‌گذاري تحريم‌ها در ناكامي نوسازي ناوگان هوايي به «شهروند امروز» گفته بود:
«از نظر من چالش اصلي ما تحريم نيست، بلكه عدم توانايي در عبور از تحريم و حل كردن مشكل است. قانون تحريم را بايد دور زد. يك شركت خارجي هواپيما را مي‌خريد ليزينگ مي‌كرد براي ايران. ما مي‌توانستيم با لوگوي مشترك يا هر لوگوي ديگر از هواپيما استفاده كنيم. با پرداخت قسط‌هاي ليزينگ،‌ ميزان مالكيت هواپيما افزايش مي‌يافت.
البته آن موقع فقط از جانب آمريكا تحريم بوديم. اما حالا با تحريم بين‌المللي روبه‌رو هستيم و شرايط فرق كرده است. اگر قبلا فشار يك اتمسفر بود حالا به لطف سياست خارجي جديد 100 اتمسفر شده است.
دستاورد سياست خارجي دولت فعلي تبديل شدن تحريم‌هاي آمريكا به تحريم‌هاي جهاني بود. اگر شرايط قبلي وجود داشت مي‌شد هم از تحريم عبور كرد و هم مساله ناوگان سيستم ناوبري كشوري را حل كرد. از سوي ديگر با دعوت از سرمايه‌گذاران خارجي فرودگاه‌هاي كشور هم در ساخت و هم خدمات به استانداردهاي بين‌المللي برسد. متاسفانه خدمات فرودگاه‌هاي ما در حد و اندازه استانداردهاي بين‌المللي نيست حتي فرودگاه‌امام. فرودگاه‌امام ساخت بسيار خوبي دارد ولي خدمات فرودگاهي آن در سطح يك فرودگاه بين‌المللي نيست.»

توپولف از بوئينگ گران‌تر است
كساني كه همواره خريد توپولف را توصيه مي‌كنند، همواره يكي از دلايل‌شان ارزاني توپولف است. اما واقعا توپولف ارزان است؟
دو شيوه عمده براي محاسبه قيمت يك هواپيما مي‌توان پيشنهاد داد. يكي شيوه سنتي و در عين حال ساده‌ترين راه مقايسه قيمت هواپيماست. در اين روش محاسبه براي مثال قيمت هواپيماي 200 نفره توپولف در مقايسه با بوئينگ و ايرباس ارزيابي مي‌شد. بديهي است كه در چنين شيوه‌اي توپولف ارزان‌ترين هواپيما خواهد بود. در اين روش اگر براي مثال قيمت توپولف 35 ميليون دلار، ايرباس 67 ميليون دلار و بوئينگ 57 ميليون دلار باشد طبيعتا و در ظاهر توپولف ارزان‌تر از ساير هواپيماها به نظر مي‌رسد.
اما در خريد هواپيما بايد مبناي مطالعه و خريد را بر اساس ساعت پرواز محاسبه كرد. هرچند اين روش زياد هم پيچيده نيست، اما برخي از مسوولان علاقه دارند از شيوه ساده اول استفاده كنند. براساس اين روش عمر توپولف، 45 هزار ساعت، ايرباس 85 هزارو بوئينگ 110 هزار ساعت پرواز است. در روش جديد بوئينگ از همه ارزان‌تر و توپولف از همه گرانتر خواهد بود.
البته در بين مديران مرتبط با صنعت هوايي كشور، تصوري وجود دارد كه براساس آن بايد حداكثر استفاده را (حتي تا بعد از اتمام عمر طبيعي يك هواپيما) از يك هواپيما ببرند.
اين در حالي است كه در برخي از كشورهاي همسايه ما، هواپيماها را 10 سال پيش از پايان عمرشان از دور خارج و به كشورهاي عقب مانده مي‌فروشند، چراكه معتقدند در اين دوره هواپيما هزينه زيادي براي نگهداري صرف مي‌كند.

ترك‌ها 8 سال قبل هشدار دادند
استفاده از طياره‌هاي فرسوده روسي توپولف، تنها داد مسافران ايراني را در نياورده و در سال 85 بود كه تركيه هم به استفاده از اين نوع هواپيما در ناوگان هوايي ايران واكنش نشان داد.
ترکيه اعلام کرد که از اين پس اجازه نمي‌دهد هواپيماهاي ايرتور ايران وارد آسمان ترکيه شوند. سازمان هواپيمايي کشوري ترکيه افزود هواپيماهاي مسافربري ايرتور ايران به دليل نواقص و اشکالات فني، فاقد استانداردهاي لازم هستند و در راستاي حفظ امنيت هوايي اجازه پرواز آنها به ترکيه داده نمي‌شود. اين هواپيماها از نوع توپولف۱۵۴ ساخت روسيه بودند. يعني همان هواپيمايي كه ديروز در قزوين سقوط كرد.
هر چند در آن زمان كه دولت محمود احمدي‌نژاد هم تازه آغاز به كار كرده بود اين بحث بيشتر سياسي مطرح شد، اما خب، لااقل در كلام ترك‌ها، هشدار نسبت به عواقب استفاده از اين نوع هواپيما وجود داشت. كشوري خارجي نسبت به استفاده از اين نوع هواپيما در ايران هشدار داده بود، اما مسوولان كشور تا كنون نسبت به خارج كردن اين هواپيماهاي بدنام و فرسوده از ناوگان هوايي اقدامي نكرده‌اند.
توپولف قزوين چه مشخصاتي داشت؟
در خبرها آمده بود يك فروند هواپيماي توپولف در قزوين سقوط كرده است. اما به نوع آن اشاره اي نشده بود. اين مدل از توپولف، يعني«توپولف154» از قديمي‌ترين مدل‌هاي توپولف در جهان است كه ايران يكي از معدود كشورهايي است كه از آن استفاده مي‌كند. نزديک به ۹۰۰ هواپيماي توپولف در مدل‌هاي گوناگون ساخته شده است که از اين تعداد ۳۲۵ فروند آن مدلM۱۵۴Tu- است. در ايران شرکت‌هاي هواپيمايي ايران ايرتور، ماهان، تابان، آريا، کيش اير و کاسپين از مدلM ۱۵۴Tu- اين هواپيما استفاده مي‌کنند. توپولف۱۵۴ هواپيماي مسافربري مناسب براي مسيرهاي متوسط هوايي که در پروازهاي داخلي روسيه و ساير کشورهاي شوروي سابق، همچنين تا اندازه اي در اروپاي شرقي و ايران به کار خود ادامه مي‌دهد. توپولف ۱۵۴ مدل توسعه يافته اي از هواپيماهاي توپولف۱۰۴ (۱۰۴-Tu)، آنتونف۱۰ (۱۰-An) و ايلوشين۱۸ (۱۸-ll) است.
كه در جدول هواپيماهايي كه از سال 59 تاكنون در ايران سقوط كرده‌اند، نام هر سه اين هواپيماها به چشم مي‌خورد. معيار طراحي در توسعه اين سه هواپيما تا اندازه‌اي متفاوت بود که شامل، قابليت پرواز در فرودگاه‌هاي کوچک و پرواز در ارتفاع بالاست. براي دستيابي به اين اهداف در طراحي توپولف۱۵۴ از سه موتور ۸-Kuznetsov NK-که قابليت پرواز بهتر را مي‌دادند استفاده شد، همچنين اين موتورها نسبت مناسبي را از نيروي جلوبرنده به وزن ايجاد مي‌کردند.
اولين پرواز توپولف۱۵۴ در چهارم اکتبر ۱۹۶۸ يعني حدود نيم قرن پيش، انجام شد و اولين محصول آزمايشي آن در سال ۱۹۷۱ براي شرکت ايرفلوت (Aeroflot) ساخته شد و در سال ۱۹۷۲ (۱۹۷۲ Feb) سرويس‌دهي آن به صورت رسمي به شرکت‌هاي هواپيمايي آغاز شد. سه موتور مدل‌هاي مختلف هواپيماي توپولف گوناگون است که شامل موتور Kuznetsov براي مدل ۱۵۴-Tu اوليه، نمونه بهينه‌سازي شده آن در مدل A ۱۵۴Tu- با قدرت موتور بالاتر و تحمل وزن بيشتر بهنگام بلند شدن و باز هم افزايش قدرت در B ۱۵۴Tu- جهت تحمل وزن بيشتر هنگام بلند شدن و همچنينS ۱۵۴Tu- نمونه هواپيماي باري ‏ B ۱۵۴Tu- است.

تاواني كه به خاطر سياست‌ها مي‌پردازيم
در اين قسمت بخشي از گفت‌وگوي مهدي نوروزيان با احمد خرم را در مورد خاطراتش از خريد هواپيما در دوره مسئوليتش مي‌خوانيد:

توصيه‌ها از كجا به شما شد؟
از طرف كساني كه فكر مي‌كردند توپولف ارزان‌تر است.

بحث ارزاني بود يا مصلحت سياسي؟
مصلحت سياسي هم بود. ما در پاسخ به كساني كه فكر مي‌كردند توپولف ارزانتر است پاسخ بالا را داديم. اما مصلحت‌هاي سياسي مقوله ديگري بود.

توپولف با شرايط آب و هوايي ايران سازگاري دارد؟
اين مساله بحث فني است. من اطلاعي ندارم. مسلما بايد در خريد هواپيما به شرايط ارتفاع‌پروازي كشور توجه شود. زيرا ارتفاع شهرهاي ما بالاست و درجه حرارت هم متفاوت است. به هر حال بايد در نظر گرفته شود هواپيمايي كه مي‌خواهد از تهران به بندرعباس بپرد بايد با شرايط و درجه حرارت مختلف سازگاري داشته باشد. من فكر مي‌كنم مناسب‌ترين هواپيما با شرايط كشور بوئينگ است.

با توجه به شرايط فعلي امكان خريد بوئينگ كه وجود ندارد؟
خير. اشاره كردم تحريم‌هاي كنوني مصوب شوراي امنيت است. هر كشوري خواسته باشد بشكند با تنبيه ديگر كشورها روبه‌رو مي‌شود؛ تاواني كه ما به دليل سياست‌هاي اشتباه در عرصه داخلي و خارجي مي‌پردازيم. نياز به حداقل 20 سال زمان است تا به نقطه اول برگرديم.

منبع: شهروند امروز/ شماره 29/ تاريخ 25 آذر 1386 / اميرهادي انواري
|+| نوشته شده توسط Farvartish Rezveniyeh در بیست و پنجم تیر 1388  |
 آگهی رونمایی کتاب در همشهری مسافر سه‌شنبه 23 تیر

 

      "12 سپتامبر" دومین کتاب من است که در 328 صفحه توسط نشر صفحه سفید منتشر شده و شامل 80 است که این داستان‌ها از سال 82 تا کنون در مطبوعات به چاپ رسیده است.

"12 سپتامبر" از دو ماه قبل چاپ شد، اما مشكلاتي كه بعضي‌ها برايم ايجاد كردند، باعث شد تا تمام برنامه‌ريزي‌ها بهم ريخته و نتوانم روي حضور آن در نمايشگاه بين‌المللي كتاب تهران تمركز كنم. اين مشكلات تا حدي بزرگ بود كه حتي زندگي‌ام را تعطيل كردم و نتوانستم به هيچ كاري رسيدگي كنم.

رونمايي "12 سپتامبر" روز چهارشنبه ۲۴ تيرماه با حضور استاد "خسرو معتضد"، پژوهشگر عرصه تاریخ، در حالي برگزار مي‌شود كه توزيع آن نيز همزمان شروع شده است.

از آنجا كه تبليغات كتاب در ايران از انتشار آگهي چيپس فلفلي هم دشوارتر است، تنها اينترنت است كه مي‌تواند در اطلاع‌رساني مفيد باشد.

مراسم رونمایی از كتاب "12 سپتامبر"، چهارشنبه ساعت ۱۸در فرهنگسرای رسانه واقع در میدان ولی‌عصر (عج)، ابتدای بلوار کشاورز، جنب پایگاه انتقال خون برگزار می‌شود و حضور همه باعث خوشحالي و افتخار است.

|+| نوشته شده توسط Farvartish Rezveniyeh در بیست و دوم تیر 1388  |
 كتاب 12 سپتامبر

رونمایی از كتاب 12 سپتامبر، نوشته فرورتيش رضوانيه نويسنده كتاب بومرنگ، طنزنويس همشهري مسافر، طراح شوخي‌هاي سيزده كج شدن برج ميلاد و سمند طلايي يك ميليون دلاري در تاریخ چهارشنبه 24 تيرماه در محل فرهنگسرای رسانه برگزار می شود.

محتواي كتاب 12 سپتامبر، مجموعه داستان‌ها به شيوه بومرنگ و طرح جلد آن هواپيماي مسافربري در حال برخورد با برج ميلاد عنوان شده است.

بخش عمومي برنامه براي حضور علاقه‌مندان و خريد كتاب با تخفيف ويژه: از ساعت 19 تا 20
محل برگزاري رونمايي: فرهنگسراي رسانه

نشاني فرهنگسراي رسانه: ميدان ولي‌عصر (عج)، ابتداي بلوار کشاورز، جنب پایگاه انتقال خون
|+| نوشته شده توسط Farvartish Rezveniyeh در بیستم تیر 1388  |
 بدترین گردشگران جهان
    
 گردشگران فرانسوی ، خسیس‌ترین و بی‌ادب‌ترین گردشگران جهان معرفی شدند.
شبکه تلویزیونی فرانس 24 : موسسه‌ای به نام TNS در نظرسنجی از تعداد زیادی از هتلداران مشهور جهان و با در نظر گرفتن معیارهایی همچون آداب معاشرت و سخاوت گردشگران اعلام کرد: فرانسوی‌ها در این طبقه‌بندی ، بدترین و ژاپنی‌ها بهترین گردشگران در جهان هستند.
بر اساس این نظرسنجی، فرانسوی‌ها در صحبت کردن به زبانی غیر از زبان مادری خود بسیار ناتوان، در پول خرج کردن و انعام دادن بسیار خسیس و در رفتار اجتماعی بسیار بی‌ادب‌ هستند.
این در حالی است که گردشگران ژاپنی از نظر رعایت این معیارها، درست بر عکس فرانسوی‌ها هستند.
 
|+| نوشته شده توسط Farvartish Rezveniyeh در نوزدهم تیر 1388  |
 کتاب 12 سپتامیر

رونمایی از كتاب 12 سپتامبر، نوشته فرورتيش رضوانيه نويسنده كتاب بومرنگ، طنزنويس همشهري مسافر، طراح شوخي‌هاي سيزده كج شدن برج ميلاد و سمند طلايي يك ميليون دلاري در تاریخ چهارشنبه 24 تيرماه در محل فرهنگسرای رسانه برگزار می شود.

محتواي كتاب 12 سپتامبر، مجموعه داستان‌ها به شيوه بومرنگ و طرح جلد آن هواپيماي مسافربري در حال برخورد با برج ميلاد عنوان شده است.

بخش عمومي برنامه براي حضور علاقه‌مندان و خريد كتاب با تخفيف ويژه: از ساعت 19 تا 20
محل برگزاري رونمايي: فرهنگسراي رسانه

نشاني فرهنگسراي رسانه: ميدان ولي‌عصر (عج)، ابتداي بلوار کشاورز، جنب پایگاه انتقال خون
 
|+| نوشته شده توسط Farvartish Rezveniyeh در سیزدهم تیر 1388  |
 عباس قادري

|+| نوشته شده توسط Farvartish Rezveniyeh در یازدهم تیر 1388  |
 جعل عكس

 

      يك روز در تاكسي، يكي از مسافرها در موبايلش فيلم يك تصادف واقعي ايراني را به ما نشان داد. از چيزي كه ديدم، حيرت كردم. سازنده آن كليپ، تصوير يك تصادف در امارات را چنان به لحظات پس از يك تصادف در ايران چسبانده بود كه براي همه باورپذير بود، تا جايي كه نتوانستم نظرشان را درباره واقعي بودن آن فيلم تغيير دهم.

جعل تصاوير و خلق عكس‌هاي خبري جعلي، از تفريحات مورد علاقه آمريكايي‌ها است. از طرفي، آن‌ها از كشف اين موارد هم لذت مي‌برند. گاهي يك عكس مي‌تواند جنجال خبري درست كند و رسانه‌ها را به جان افراد مشهور بيندازد. اما در ايران آن‌قدر فيلم بلوتوثي جعلي منتشر شده كه از تفريح خارج و بيش‌تر به مرض شبيه است.

ما ايراني‌ها در تلف كردن وقت و استعدادمان مهارت داريم. اخيرا در اينترنت تصويري ديدم كه برايم عجيب بود. مطمئن بودم آن عكس را پيش‌تر ديده‌ام اما كمي تغيير كرده بود. كسي كه اين تصوير را دستكاري كرده، اگر همان زمان را صرف خلق اثري ديگر مي‌كرد، خيلي بهتر از اين بود كه بخواهد با جعل عكس خبري، مثلا كسي را «تخريب» كرده باشد. اين عكس، هيچ ارزشي ندارد و تكنيك به كار رفته در آن هم چيز خاصي نيست كه در اينترنت ماندگار باشد.

در شرايطي كه هاليوود ما را تروريست و احمق و بدبخت معرفي مي‌كند و فيلم‌سازهايمان هم دنبال كسب شهرت با نشان دادن بچه‌هاي پابرهنه و فقر و شترمرغ هستند، نمايش‌هاي ضد ايراني در سراسر جهان روي صحنه مي‌رود، ما هم وقت‌مان را مي‌گذاريم تا كارهاي الكي انجام دهيم، بعد وقتي سرود ملي كشورمان را مي‌شنويم، مي‌ايستيم و سينه را سپر مي‌كنيم و نام خودمان را «ميهن‌پرست» مي‌گذاريم.

|+| نوشته شده توسط Farvartish Rezveniyeh در یازدهم تیر 1388  |
 ناراست: ویژه‌نامه افشین قطبی

|+| نوشته شده توسط Farvartish Rezveniyeh در یازدهم تیر 1388  |
 مايكل جكسون و ايران

 

     درگذشت مايكل جكسون، من را به ياد يكي از بزرگ‌ترين دردهاي زندگي‌ام انداخت كه مي‌خواهم آن را بازگو كنم. با آن كه خيلي‌ها دوست ندارند درباره او صحبتي كنيم، اما نمي‌توانم باز هم سكوت كنم.

چندين سال پيش وقتي كليپ «Black or White» مايكل جكسون با كيفيت VHS در دسترس قرار گرفت، با مشاهده يكي از سكانس‌هاي پاياني آن حسرتي بزرگ خوردم. پلاني كه مايكل لبه مشعل مجسمه آزادي آمريكا ايستاده بود و دوربين به عقب مي‌رفت، تصوير نماد چند كشور پديدار مي‌شد و با خودم فكر مي‌كردم كه چرا برج آزادي ايران در آن ميان نيست. اين موضوع ذهنم را مشغول كرده بود كه چرا بايد در دنيا ناديده گرفته شويم؟

سال‌ها از آن روزها گذشت و هميشه در دلم از كارگردان‌هاي هنري ايراني متنفر بودم. در شرايطي كه كشورهاي مختلف ايران را حلبي‌آباد معرفي مي‌كردند، فيلم‌سازان ما هم فيلم‌هايي را در جشنواره‌هاي خارجي نمايش مي‌دادند كه درباره فقر و فلاكت و بدبختي و زلزله و سيل و بيماري و يافتن دفتر مشق و تركيدن بادكنك و شكستن تنگ ماهي و پاره شدن كفش و گم شدن شترمرغ بود.

خيلي‌ها به من انتقاد كرده‌اند كه چرا در داستان‌هاي «همشهري مسافر» و «همشهري زندگي»، درباره فقر نمي‌نويسم. پاسخم هميشه اين بود كه نمي‌خواهم كشورم را حتي به هموطن‌هايم (و نه مردم كشورهاي ديگر) بدبخت معرفي كنم. امروز در كشور ما بسياري از هنرمندان در كارشان كوتاهي مي‌كنند. آن‌ها هيچ چيزي را وظيفه خود نمي‌دانند و گاهي تنها به دنبال كسب جايزه از جشنواره‌ها هستند. به اين فكر نمي‌كنند كه هاليوود نيم قرن گذشته بزرگ‌ترين دروغ‌هاي تاريخ را به مغز جهان تزريق كرده تا ايالات‌متحده را قدرتي بي‌نظير معرفي كرده و سياست‌هاي آن را توجيه كند.

چند سال قبل هنگام تماشاي يك قسمت از كارتون پلنگ صورتي، يك اردك كوكي پس از سفر دور دنيا به خانه بازگشت؛ در حالي كه روي چمدانش برچسب گمرك چند كشور از جمله «ايران»، ديده مي‌شد. دوست ندارم سخنان خانم «شهره آغداشلو» در تلويزيون «تپش» درباره فيلم «سنگسار ثريا.ميم» را بازگو كنم، اما وقتي گفت از كارهايش راضي است به فكر فرو رفتم. در شرايطي كه دنيا ما را از همه‌جا حذف كرده و همواره ايرانيان را مورد تمسخر قرار مي‌دهد، خانم آغداشلو در سريال «24» ايفاي نقش مي‌كند در حالي كه نام پسرش «بهروز» است، خانواده‌اي تروريست و قاتل و حيوان‌صفت و كثيف و رذل در خاك آمريكا هستند و هيچ‌وقت هم تفكراتشان را تغيير نمي‌دهند. چگونه مي‌شود شما به خودتان «ايراني» بگوييد و هموطن‌هايتان را «تروريست» معرفي كنيد؟ ايفاي نقش در «سريال 24» آن‌قدر برايتان اهميت دارد كه حتي حاضر مي‌شويد نقش يك كاراكتر «تروريستِ هميشه تروريست» را بازي كنيد؟ ما شيفته هاليوود شده‌ايم، وگرنه دليلي نداشت كه «گلشيفته فراهاني» وقتي به آمريكا مي‌رود، هنگام مصاحبه با خبرنگاران با تكان دادن دست و كج كردن گردنش اداي آن‌ها را در بياورد و خودش را آن‌چنان زشت وتابلو، هم‌رنگ محيط كند.

وقتي فيلم مزخرف «300» اكران شد، خبرگزاري‌هاي ايراني آن را چنان بزرگ كردند كه مردم كنجكاو شدند. خبرگزاري فارس هر هفته چندين پروژه انيميشن را به عنوان «پاسخي به فيلم 300» معرفي مي‌كرد. اما آيا ما توانستيم پاسخي به آن‌ها بدهيم؟ وقتي برخي گروه‌هاي عرب در پي ترويج هنوان «خليج عربي» بودند، ما نام برخي بزرگراه‌ها و جاده‌هاي كشور را به «خليج‌فارس» تغيير داديم. اين عمل، تنها يادآوري نام خليج‌فارس به خود مردم ايران بود و نه عرب‌ها و كشورهاي محتاج نفت آن‌ها. ما مي‌توانستيم لوگوي خليج‌فارس را روي پاكت‌ها نامه و مرسولات و كالاها و خيلي از چيزهايي كه از كشورمان خارج يا صادر مي‌شود، درج كنيم. اما هيچ كاري جز امضاي الكترونيكي نكرديم.

كاش همه هنرمندان ما بزرگ‌منشي «عزت‌الله انتظامي»، فروتني «منوچهر احترامي»، احساس مسؤوليت «مرتضي احمدي»، ميهن‌پرستي «رضا كيانيان»، و ابتكار «امين حيايي» را داشتند.

 

رونمایی از كتاب 12 سپتامبر، نوشته فرورتيش رضوانيه نويسنده كتاب بومرنگ، طنزنويس همشهري مسافر، طراح شوخي‌هاي سيزده كج شدن برج ميلاد و سمند طلايي يك ميليون دلاري در تاریخ چهارشنبه 24 تيرماه در محل فرهنگسرای رسانه برگزار می شود.

محتواي كتاب 12 سپتامبر، مجموعه داستان‌ها به شيوه بومرنگ و طرح جلد آن هواپيماي مسافربري در حال برخورد با برج ميلاد عنوان شده است.

بخش عمومي برنامه براي حضور علاقه‌مندان و خريد كتاب با تخفيف ويژه: از ساعت 19 تا 20
محل برگزاري رونمايي: فرهنگسراي رسانه

نشاني فرهنگسراي رسانه: ميدان ولي‌عصر (عج)، ابتداي بلوار کشاورز، جنب پایگاه انتقال خون
|+| نوشته شده توسط Farvartish Rezveniyeh در هفتم تیر 1388  |
 خانواده مایکل جکسون در پی کالبدشکافی دوباره

 

بستگان مایکل جکسون خواستار کالبدشکافی مجدد او برای مشخص شدن علت مرگ این ستاره موسیقی پاپ شده اند.

دوستان خانواده مایکل جکسون می گویند سوال های زیادی برای بستگان او درباره علت مرگش وجود دارد.

مایکل جکسون روز پنجشنبه به طور ناگهانی درگذشت. او پنجاه سال سن داشت.

جسی جکسون، سیاستمدار آمریکایی و از فعالان جنبش مدنی در این کشور به رسانه ها گفته است خانواده جکسون از این که برای مشخص شدن علت مرگ او باید چهار تا شش هفته منتظر بمانند ناراحت هستند.

به گفته آقای جکسون آنها خواستار تحقیق از پزشک شخصی مایکل جکسون هستند.

کانراد ماری، پزشک آقای جکسون که در لحظه بی هوش شدن او در منزلش حضور داشت، روز شنبه برای تحقیق به اداره پلیس رفته بود.

به گفته جسی جکسون، خانواده مایکل جکسون می خواهند از پزشک او سوال هایی بپرسند از جمله این که پیش از مرگ او چه داروهایی را برایش تجویز کرده است.

جسی جکسون گفت دکتر ماری پس از انتقال مایکل جکسون به بیمارستان برای چند ساعت ناپدید بوده است و این موضوع سوال هایی را به وجود آورده است.

پزشکی قانونی لس آنجلس روز جمعه با کالبدشکافی از مایکل جکسون هرگونه توطئه را در مرگ او رد کرد ولی گفت برای نتیجه قطعی به انجام بعضی آزمایش ها که چهار تا شش هفته طول می کشد، نیاز است.

همزمان، جوزف جکسون پدر مایکل جکسون با انتشار بیانیه ای مرگ فرزندش را "تیره ترین لحظه زندگی" خود و خانواده اش دانسته است.

خانواده جکسون همچنین از طرفداران مایکل جکسون برای حمایتشان قدردانی کرده است.

ال شارپتون، از دیگر فعالان جنبش مدنی آمریکا و دوستان خانوادگی مایکل جکسون گفته است خانواده اش قصد دارند جشن هایی را به طور همزمان در سراسر جهان برای گرامی داشت یاد او برگزار کنند.

به گفته آقای شارپتون هدف از برگزاری این مراسم توجه مردم به هنر مایکل جکسون به جای مشکلات شخصی اوست.

مایکل جکسون سابقه ابتلا به بیماری های مختلفی را داشت و بعضی از دوستانش می گویند او مقادیر زیادی داروی مسکن مصرف می کرد.

آقای جکسون روز پنجشنبه در خانه اش در لس آنجلس از حال رفت و اطرافیانش با اورژانس تماس گرفتند.

نوار مکالمه یکی از اطرافیان آقای جکسون با اورژانس منتشر شده که نشان می دهد این فرد از بیهوشی و قطع تنفس او خبر می دهد.

به گفته این فرد، پزشک شخصی آقای جکسون در زمان تماس با اورژانس برای احیای قلبی–تنفسی او در حال تلاش بوده است.

مرگ مایکل جکسون دو ساعت پس از انتقال او به بیمارستان اعلام شد.

|+| نوشته شده توسط Farvartish Rezveniyeh در هفتم تیر 1388  |
 طرفدار

 

آگهي

|+| نوشته شده توسط Farvartish Rezveniyeh در ششم تیر 1388  |
 ناراست: ويژه‌نامه مايكل جكسون
 

براي وضوح بيش‌تر دانلود كنيد

 

آگهي

 

|+| نوشته شده توسط Farvartish Rezveniyeh در ششم تیر 1388  |
 مايكل جكسون در تلويزيون ايران

 

      در ۳۰ سال اخير شايد تنها يك‌بار در تلويزيون ايران از مايكل جكسون نام برده شد كه آن هم توسط سيروس گرجستاني اتفاق افتاد.

براي مشاهده در يوتيوب كليك كنيد

 

آگهي

|+| نوشته شده توسط Farvartish Rezveniyeh در ششم تیر 1388  |
 عكس‌هايي از شادروان مايكل جكسون

 

      احتمال مي‌رود علت مرگ مرموز «مايكل جكسون» خواننده مشهور آمريكايي كه روز پنج‌شنبه به وقت محلي (ديروز به وقت تهران) درگذشت، تزريق يك ماه مخدر بسيار قوي موسوم به «دمرول» باشد كه مشابه مورفين است... به نوشته روزنامه «ال موندو» چاپ مادريد، استعمال اين ماده مخدر مي‌تواند موجب حمله قلبي شده باشد كه به جان مايكل جكسون مشهور به «سلطان پاپ» در سن 50 سالگي پايان داد... بر اساس اين گزارش،‌ پليس لس آنجلس از روز گذشته در جست‌وجوي «كنراد سي. موراي» پزشك شخصي مايكل جكسون است كه لحظه بيهوشي وي در محل بوده، اما از همان زمان ناپديد شده است... دكتر شخصي جكسون كه گمان مي‌رود تزريق ماده مخدر منجر به مرگ را انجام داده، به تازگي نامه‌اي را براي بيماران خود نوشته بود كه در آن اعلام كرده است براي مدتي نامعلوم آنها را ترك مي‌كند... مايكل جكسون آفريقايي‌تبار كه روز گذشته پس از بيهوشي در بيمارستان درگذشت، علاوه بر موسيقي، به كار تجارت نيز اشتغال داشت و پرونده اخلاقي وي سرشار از مشكلات و مسائل جنجالي همچون تغيير مكرر جنسيت و تغيير رنگ پوست بود.

 

 

آگهي

 

|+| نوشته شده توسط Farvartish Rezveniyeh در ششم تیر 1388  |
 داستان: قطع شبکه موبایل

 

      نيمه‌شب است. از دستشويي بيرون مي‌آييد. از اين كه با دست‌هاي خيس داخل تخت‌خواب برويد، متنفر هستيد. وقتي به آشپزخانه مي‌رويد تا با حوله كنار سينك دست‌تان را خشك كنيد، از پنجره مي‌بينيد كه كسي در سياهي ته حياط راه مي‌رود. خم مي‌شويد تا او شما را نبيند. به طرف اتاق‌تان مي‌رويد و موبايل را برمي‌داريد و دوباره به آشپزخانه برمي‌گرديد. هنوز آن مرد را مي‌بينيد. شماره 110 را مي‌گيريد اما آنتن نداريد. چندبار تلاش مي‌كنيد. فايده‌اي ندارد. به هال مي‌رويد و گوشي تلفن را برمي‌داريد، اما صداي بوق نمي‌شنويد. دوباره به اتاق‌تان برمي‌گرديد و موبايل ديگرتان كه سيم‌كارت يك اپراتور ديگر داخل آن است را برمي‌داريد، اما آن هم آنتن ندارد. مطمئن هستيد كه سارقان تلفن را قطع كرده‌اند و مي‌دانند كه موبايل‌ها هم تا صبح آنتن ندارند و SMS هم نمي‌شود ارسال كرد. فكري به ذ‌هن‌تان مي‌رسد.

لپ‌تاپ را روشن مي‌كنيد. تصميم مي‌گيريد با اتصال به اينترنت بيسيم از هر كسي كه آن‌لاين باشد، كمك بخواهيد و بگوييد كه با پليس تماس بگيرد. هرقدر تلاش مي‌كنيد، ياهو مسنجر كار نمي‌كند. نمي‌دانيد كدام‌يك از دوست‌هايتان بيدار است تا برايش ايميل بفرستيد. چاره ديگري نداريد. براي همه يك ايميل مي‌فرستيد : «من به تلفن دسترسي ندارم. همين الان كه اين ايميل را مي‌خواني، به كمك احتياج دارم. خواهش مي‌كنم با پليس تماس بگير و بگو خودشان را به اينجا برسانند. اين پيام اصلا شوخي نيست. جانم در خطر است. عجله كن!»

از اين كه قبول كرديد از فرش‌هاي ابريشم عمويتان را در خانه خودتان نگهداري كنيد تا تكليف وصيت‌نامه‌اش روشن شود، پشيمان هستيد. مطمئن هستيد ارزش فرش‌ها به قدري است كه سارقان حاضر هستند براي رسيدن به آن حتي مرتكب قتل شوند. سارقان وارد خانه مي‌شوند و به دنبال شما مي‌گردند. با خودتان فكر مي‌كنيد كه اگر فرش‌ها را با خودشان ببرند، تا آخر عمرتان بايد در زندان باشيد، چون پسرعموهايتان شما را نمي‌بخشند. چند ثانيه بعد، آن‌ها با شنيدن صداي آژير پليس فرار مي‌كنند و از خانه‌تان خارج مي‌شوند.

پليس مي‌گويد كه كسي را نتوانسته دستگير كند. شما تصميم مي‌گيريد فرش‌ها را به زن عمويتان تحويل دهيد تا ديگر مشكلي برايتان پيش نيايد. صبح روز بعد داماد عمويتان به آنجا مي‌آيد و فرش‌ها را تحويل مي‌گيرد. بعد از رفتن او، به محل كارتان مي‌رويد.

رئيس از دير رسيدن‌تان عصباني است. قبل از اين كه به او توضيح بدهيد كه چرا تا صبح بيدار بوديد، شما را به ديوار مي‌چسباند و گلويتان را فشار مي‌دهد. در همين لحظه چند مأمور پليس وارد اتاق مي‌شوند و او را دستگير مي‌كنند. يكي از مأمورها مي‌گويد چند دقيقه قبل دوست‌تان با 110 تماس گرفته و آدرس شركت را داده است. به خاطر مي‌آوريد كه هنوز به دوست‌هايتان نگفته‌ايد خطر رفع شده و آن‌ها با ديدن ايميل، از پليس كمك مي‌خواهند. تصميم مي‌گيريد با كامپيوتر رئيس، خرابكاري ديشب‌تان را درست كنيد، اما هر كاري مي‌كنيد ايميل‌تان باز نمي‌شود و سرعت اينترنت پايين است. به مأمورها مي‌گوييد كه از رئيس شكايتي نداريد، اما چند نفر از كاركنان شركت مي‌گويند كه از بدرفتاري‌هاي او خسته شده‌اند و مي‌خواهد شكايت كنند. پليس، رئيس را به كلانتري مي‌برد و با رفتن كارمندها، شركت تعطيل مي‌شود. دوباره سرعت اينترنت را امتحان مي‌كنيد، اما فايده‌اي ندارد. تصميم مي‌گيريد از اينترنت شركت دوست‌تان استفاده كنيد. اما وقتي قصد داريد از شركت خارج شويد، مي‌بينيد كه در قفل است. آبدارچي نمي‌دانسته كه قرار است شما در شركت بمانيد.

تلفن‌هاي شركت به علت بدهي قطع است و اينترت هم كار نمي‌كند. دوست‌هايتان وقتي ايميل شما را مي‌خوانند، با 110 تماس مي‌گيرند. پليس وقتي مي‌بيند كه تاكنون 41 نفر گزارش كرده‌اند كه شما در خطر هستيد، عكس‌تان را براي بخش‌هاي مختلف و كلانتري‌ها ارسال مي‌كند. قبل از اين كه پليس از شما شكايت كند، بايد راهي براي فرار از ساختمان پيدا كنيد. شركت در طبقه هفتم يك برج نوساز واقع شده كه به علت كلاهبردار بودن سرمايه‌گذار پروژه، همه واحدهاي آن خالي است و كاملا تنها هستيد. چاره‌اي نداريد جز اين كه تا صبح روز بعد كه شركت باز مي‌شود، آنجا بمانيد.

 

در كلانتري، رئيس شركت به جرم آزار و اذيت كارمندان به بازداشتگاه و سپس دادسرا فرستاده مي‌شود. آبدارچي هم كه منتظر فرصتي براي تعطيل شدن شركت بود، با خوشحالي به خانه مي‌رود تا با همسرش به ترمينال آزادي و از آنجا به شهرشان بروند و تا زمان باز شدن شركت در آنجا بمانند.

 

آگهي

|+| نوشته شده توسط Farvartish Rezveniyeh در ششم تیر 1388  |
 20 نقطه از بدن انسان كه به آن‌‌ها نيازي نداريم

       نظریه تکاملی داروین، باقی‌مانده از اعضا اجداد انسانهاست که در بدن ما به صورت کوچک و بدون عملکرد باقی مانده است:

۱) ارگان ومرونازال: یا ارگان جاکوبسون که حفره ای است در پل های بینی دو سمت با گیرنده های شیمیایی که در انسان عملکردی ندارند. در جانوران پست تر وظیفه درک ماده شیمیایی فرومون رو بر عهده دارند

۲) عضلات خارجی گوش: ۳ عضله هستند که در بخش خارجی گوش واقع شده اند و در سایر حیوانات نظیر خرگوشها و سگها، وظیفه حرکت مستقلانه گوش از سر را بر عهده دارند. اما انسانها هنوز دارای آن هستند و توسط این عضلات است که بعضی از افراد می‌توانند گوششان را تکان دهند

۳) دندان عقل: در انسانهای اولیه که مقادیر زیادی از گیاهان رو جهت به دست آوردن انرژی مصرف می‌کردند داشتن یک جفت اضافه دندان آسیا در هر فک مفید به نظر می‌رسید اما در انسانهای امروزی که انواعی از غذاها را مصرف می‌کند، زیاد ضروری به نظر نمی‌آید

۴) دنده گردنی: حدود یک درصد از مردم یک جفت دنده اضافی در بالای دندهای خود (در بخش گردن) دارند که به نظر می‌رسد باقی‌مانده از اجداد خزنده ما باشد. این دنده می‌تواند در این افراد مشکلات عروقی یا عصبی ایجاد کند

۵) پلک سوم: در اکثر پرندگان و پستانداران یک لایه محافظ به عنوان پلک سوم بر روی چشمشان وجود دارد که وظیفه حفاظت از چشم و خروج شن ریزه و گرد و غبار را از چشم بر عهده دارد. باقی مانده این پلک در انسان به صورت یک چین نازک در گوشه داخلی چشم وجود دارد.

۶) تکمه یا نقطه داروین: اگر لبه خارجی لاله گوش خود رو لمس کنید به یک برجستگی بر‌می‌خورید که به نام دکمه داروین مشهور است. در حیواناتی نظیر خرگوش این تکمه در انتهای گوشها قرار دارد و وظیفه فوکوس صداهای دور را روی گوش بر عهده دارد.

۷) عضله زیر ترقوه: عضله کوچکی که در زیر شانه قرار دارد و از دنده اول به ترقوه کشیده شده است و در صورتی برای انسان مفید بود که هنوز بر روی ۴ پا راه می‌رفت. البته بعضی از مردم این عضله را ندارند و بعضی نیز یک جفت از آن را دارند.

۸) عضله پالماریس (خیاطه): عضله بلند و نازکی که از زانو به کمر کشیده شده و ۸۹ درصد مردم دارای این عضله هستند. این عضله در جانوران پست تر در آویزان شدن و بالا رفتن از درخت بسیار مهم است. جراحان معمولا این عضله رو در جراحی های ترمیمی عضلات برداشته و از آن استفاده می‌کنند.

۹) نوک پستا‌ن در مردان: مجاری شیری قبل از اینکه هورمون جنسی مردانه (تستوسترون) در جنین باعث ایجاد صفات مربوط به جنس مذکر بشود به وجود می‌آیند. مردان دارای بافت پستا‌نی هستند اما عملا استفاده‌ای از آنها نمی‌کنند.

۱۰) عضلات صاف کننده مو: در بسیاری از جانوران این عضلات که در قاعده موهای بدن واقع شده اند وظیفه سیخ کردن موهای جانور را در هنگام بروز خطر دارند تا جانور بتواند از آن به عنوان ترساندن مهاجم استفاده کند.

۱۱) زائده آپاندیس: یک لوله عضلانی باریک در روده بزرگ که در به نظر می‌رسد باقی مانده بخش از روده جانوران باشد که وظیفه هضم سلولز غذا (گیاهان) را بر عهده داشته باشد. اما در انسان بیشتر حاوی گلبول های سفید و غدد لنفاوی است.

۱۲) موهای بدن: ابروها در جلوگیری از ورود عرق به چشم ها و موها در آقایان در انتخاب جنس‌ی نقش دارند. اما به نظر می‌رسد اکثر موها در بدن نقش موثری را ایفا نمی‌کنند

۱۳) دنده سیزدهم: در شامپانزه‌ها و گوریل‌ها ۱۳ جفت دنده وجود دارد در حالی که در انسان‌ها ۱۲ جفت. اما ۸ درصد از مردم دارای جفت دنده سیزدهم هستند که به نظر نمی‌رسد عملکردی را در آنها ایفا کند

۱۴) عضله کف پایی: به نظر می‌رسد در جانوران پست تر وظیفه چنگ شدن و قلاب شدن پاها به شاخه ها را بر عهده داشته است . اما در انسان به نظر می‌رسد فقط کمی کف پا را به پایین خم می‌کند. در ۹ درصد مردم این عضله وجود ندارد

۱۵) رحم مردانه: باقی مانده از ارگان تناسلی زنانه که از غده پروستات مرد آویزان است

۱۶) انگشت پنجم پا: در پریماتها و پستانداران پست تر انگشتان پا وظیفه چنگ زدن و آویزان شدن از شاخه ها را بر عهده داشته اند.. اما انسانها احتیاج به انگشتان بزرگ پا دارند تا بتواندد با آنها ایستاده راه رفته و تعادل خود را حفظ کنند. لذا به نظر می‌رسد انگشت پنجم یا کوچکترین انگشت پا نقش اصلی در این مورد ایفا نکند.

۱۷) وازدفران (لوله منی) زنان: ارگان تکامل نیافته مردانه که انتهای در کنار تخمدانها قرار دارد. فاقد عملکرد است.

۱۸) عضله هرمی (پیرامیدال): حدود ۲۰ درصد افراد این عضله مثلثی، کوچک و شبیه کیسه را که در استخوان شرمگاهی (پوبیس) است ندارند. به نظر می‌رسد این عضله باقی مانده‌ای از کیسه در جانوران کیسه دار باشد.

۱۹) استخوان دنبالچه (کوکسیس): مجموعه چند مهره به هم جوش خورده کوچک که درا نتهای ستون مهره ها واقع شده و در پستانداران دیگر وظیفه حفظ تعادل و ارتباط را بر عهده دارد. اما در انسان نقشی را بر عهده ندارد.

۲۰) سینوس‌های اطراف بینی: به نظر می‌رسد در انسانها نخستین این سینوسها سرشار از مخاط بویایی بوده تا به این ترتیب حس بویایی آنها را تقویت کرده و آنها را از خطرات حفظ کند. اما نقش انها در انسان امروزی به شکل دهی به صورت، گرم کردن هوای ورودی به ریه ها و سبکتر شدن سر کمک می‌کند. التهاب این سینوسها باعث سینوزیت می‌شود.

 

|+| نوشته شده توسط Farvartish Rezveniyeh در ششم تیر 1388  |
 
 
بالا