تبليغاتX
FARVARTISH وبلاگ فرورتیش رضوانیه
اين شخصي‌ترين وبلاگ در طول تاريخ وب است
 آموزش چند كار بد و خلاف انضباط و امنيت اجتماعي

ممنوعيت نمايش گذاشتن پاپيون و کروات
      پليس اطلاعات و امنيت عمومي نيروي‌انتظامي در نامه‌اي به رييس اتحاديه پوشاک و لباس دوخته تهران اعلام کرد: نمايش، عرضه و فروش البسه داراي مارک خارجي و تصاوير مبتذل در فروشگاه‌ها ممنوع است.
پليس امنيت در نامه خود به گزارشاتي استناد کرده است که حاکي از اقدام به نمايش البسه و استفاده از مانکن‌هاي غيرمتعارف و بسيار زننده برخي از توزيع‌کنندگان پوشاک به منظور جلب مشتري است که اين موضوع علاوه بر تبعات سوء باعث نارضايتي مسؤولان فرهنگي و شهروندان!! شده است.
در ادامه اين نامه بر رعايت نکات زير تاکيد شده است:

1) ممنوعيت نمايش، عرضه و فروش البسه با مارک‌هاي غربي و تصاوير مبتذل
2) ممنوعيت به نمايش گذاشتن پاپيون و کروات در معرض ديد عموم
3) عدم نمايش مانکن‌هايي که برجستگي‌هاي بدن، سر و صورت بدون حجاب آن مشخص باشد، اعم از سر تنها، يا نيم‌تنه يا تمام قد (مانکن‌ها بايد بدون سر يا نيم‌سر باشند)
4) عدم استفاده از مانکن‌ها با پوشش‌هاي غيرمتعارف و خلاف فرهنگ و عرف جامعه اسلامي (پوشاندن البسه به شکل تحريک‌آميز و يا منقوش به تصاوير مبتذل، آرايش مانکن، نمايش عمومي مدل مو)
5) عدم فروش البسه زير زنانه توسط متصدي مرد
6) واحدهاي صنفي ويژه بانوان و يا غرفه‌هاي مختص آن‌ها در فروشگاه‌هاي پوشاک داراي تابلوي «ورود آقايان اکيدا ممنوع» باشد.
7) عدم به نمايش گذاشتن البسه زير زنانه در معرض ديد عموم
8) استفاده از مانکن‌هاي ملبوس به لباس‌هاي زير زنانه در واحد صنفي که صرفا البسه زير زنانه توليد و عرضه مي‌كنند مشروط به اين‌که فروشنده مرد نباشد، بلامانع است.
9) رعايت شيوه‌نامه نصب نام و علامت تجاري(BRAND) بر روي البسه  توسط توليدکنندگان و عرضه‌کنندگان
10) وجود فروشنده خانم براي عرضه لباس در واحدهاي صنفي پوشاک زنانه که داراي اتاق پرو باشند الزامي بوده و مي‌بايست حتما لباس بانوان از طريق فروشنده زن به آن‌ها تحويل شود.


__________________________________________________________________________


پاپیون

 بهتر است از پاپیون‌های آماده استفاده نکنید و بند آن را تهیه کرده و خود گره بزنید.
 پاپیون را می‌توان بر روی پیراهن‌هایی با یقه پاپیونی یا معمولی گره زد.
 سعی کنید دگمه‌های پیراهنی که بر روی آن پاپیون بسته‌اید، همرنگ با پاپیون شما باشد، یا این که نوار دگمه‌های پیراهن دو لایه باشد تا پنهان بمانند.
 با کت و شلوار مشکی و پیراهن سفید، می‌توان از پاپیون‌های مشکی، سفید، قرمز یا سورمه‌ای رنگ استفاده کرد، که پیشنهاد حرفه‌اي‌ها، رنگ مشکی است.


آموزش بستن پاپيون


پاپیون را می‌توان بر روی پیراهن‌هایی با یقه پاپیونی یا معمولی گره زد.
شما می‌توانید با استفاده از یک نوار پارچه‌ای ۸۰ سانتی‌متری، گره زدن پاپیون را تمرین کنید.

۱- ابتدا بند پاپیون را دور گردن یک نفر یا دور زانوی خود بیاندازید به طوری که یک طرف مقداری بلندتر باشد.

۲- طرف بلند را روی طرف کوتاه‌تر بیاندازید.

۳- یک گره بسیار ساده بزنید. (طرف بلندتر را از داخل طرف کوتاه رد کرده و بالا نگاه دارید)

۴- طرف کوتاه‌تر را خم کنید و وسط آن را روی مرکز گره بگذارید. (شکل چهارم تصویر)

۵- طرف بلندتر را که در قسمت ۳ بالا نگاه داشتید، پایین انداخته و انگشت شصت دست چپ خود را روی مرکز گره قرار دهید.

۶- تاکنون نصف گره پاپیون زده شده، اما شما می‌خواهید گره زده شده، ثابت باشد تا مجبور نباشید همیشه انگشت‌تان را روی گره قرار دهید. (به شکل 6 توجه کنید) دوطرف پاپیون (که با دایره سبز رنگ مشخص شده) را روی هم آورده و با دست چپ نگاه دارید.

۷- در پشت این گره یک سوراخ کوچک مشاهده می‌کنید که باید انتهای نوار بلندتر را به صورت دولا از داخل آن عبور دهید. (شکل ۷)

۸- در آخرین مرحله می‌بایست با کشیدن بند (آن قسمتی که دورگردن قرار دارد) گره را محکم کنید.



دستمال سرجیب
 استفاده از دستمال سرجیب بستگی به موقعیت حضور شما دارد.
 اگر دستمال شما یک نوع معمولی است یا این که فقط می‌خواهید با هدف استفاده کردن آن را بپوشید، یک نوع کتانی با رنگ طبیعی دلخواه‌تان را انتخاب کنید که با لباس شما هماهنگ شود و به شخصیت شما بیاید.
 رنگ و طرح دستمال سرجیب باید هماهنگ با رنگ و طرح کراوات یا پاپیون شما باشد.



آموزش بستن كراوات





نکات مهم در انتخاب یک پیراهن مردانه مناسب


شكل
شکل پیراهن می‌بایست متناسب با موقعیت شما باشد. مثلا شما نمی‌توانید یک پیراهن Wing Collar (یقه پاپیونی) با آستین دوبل و دگمه‌های مشکی را در محل کار بپوشید، در حالی که آن پیراهن، یک انتخاب عالی برای جشن‌ها و مراسم‌ها است.

اندازه
اندازه پیراهن باید دقیقا با سایز بدن شما متناسب باشد. هنگام انتخاب:
 تمام دگمه‌های پیراهن را ببندید. توجه داشته باشید که باید به اندازه عرض دو انگشت بین گردن شما و دکمه بالای پیراهن فاصله باشد.
 هنگامی که دو دست خود را کاملا بالا می‌برید، پشت پیراهن از شلوارتان بیرون نیاید.
 هنگامی که بازوی خود را خم می‌کنید، قسمت آستین پیراهن به سمت ساعد کشیده نشود.
 ترجیحا از پیراهن‌هایی استفاده کنید که بیش از ۷ دگمه جلو دارند.
 هنگامی که دکمه آستین بسته است، نباید بتوانید آن را بیرون بیاورید.

كيفيت
کیفیت پیراهن بسیار مهم است،همیشه سعی کنید به جای خرید چند کالای نامرغوب، یکی اما با کیفیت تهیه کنید.
 پیراهن‌های مرغوب‌تر و با کیفیت‌تر از دولایه تهیه می‌شوند، نه یک لایه، و پارچه آن‌ها محکم‌تر و نرم‌تر است.
 درزی که در پهلوی پیراهن امتداد دارد بررسی کنید، لباسی که از کیفیت بالایی برخوردار است، تنها یک خط بخیه مرئی در قسمت درز پهلو دارد، در حالی که بیشتر پیراهن‌ها دو ردیف کوک بخیه قابل مشاهده در پهلو دارند.
 کنترل کنید که جادگمه‌ها دست‌دوز بوده و کوک‌های نامنظم داشته باشد. این خصوصیت معمولا کیفیت بالای پیراهن را نشان می‌دهد.
 در نظر داشته باشید که اکثر پیراهن‌ها پس از شستن، اندکی آب می‌روند (بيش‌تر پارچه‌های الیاف طبیعی)، بنابراین سایزی را انتخاب کنید که اندکی جادارتر باشد تا پس از شستن برای شما تنگ و کوچک نشود.

رنگ
رنگ پیراهن از موارد اختیاری است و بستگی به موقعیت و ست لباس شما دارد که می‌تواند متفاوت باشد.




جوراب سفید نپوشيد


همیشه جوراب باید هم‌رنگ شلوار یا کمی تیره‌تر از آن باشد. برای مثال با کت و شلوار کرم‌رنگ می‌توان جورابی با رنگ قهوه‌ای روشن یا کرم پوشید.
به طور کلی جز در مواقعی که شلوار رسمی سفید، یا شلوار اسپرت (مثلا جین) پوشیده‌ایم، نمی‌توان از جوراب سفید استفاده کرد. حتی در مواقع اسپرت نیز بهتر است جوراب هم‌رنگ با شلوار باشد.
 پسرها هرگز نباید از جوراب‌های ساق کوتاه استفاده کنند.
 هنگام خرید جوراب، اصراف نکنید، بلکه با توجه به انواع رنگ شلوارهای خود جوراب بخرید.



انتخاب کت و شلوار مناسب


هر مردی باید حداقل یک کت و شلوار خوب داشته باشد. حتی معمولی‌ترین افراد نیز باید در موقعیت‌هایی مانند مراسم عروسی یا میهمانی‌های رسمی شب شرکت کنند. به این نکات توجه کنید تا بتوانید کت و شلوار مناسبی انتخاب کنید و بتوانید مدتی طولانی از آن استفاده کنید.
 کفش‌هایی را انتخاب کنید که مناسب کت و شلوار شما است.
 مطمئن شوید پیراهنی که می‌پوشید، یقه و آستین‌های آن سایز مناسب درستی دارند.

انتخاب رنگ
اگر نخستین کت و شلوار خود را می‌خرید، رنگ سرمه‌ای یا مشکی را انتخاب کنید. اگر قبلا چنین رنگی را داشته‌اید، زغال‌سنگی، خاکستری روشن یا قهوه‌ای را انتخاب کنید.

برش و دوخت
از خرید کت‌هایی که در دو طرف دگمه دارد، خودداری کنید؛ مگر این که در قسمت میانی بدنتان نسبتا چاق و درشت باشید یا چندین کت یک طرف دگمه‌دار داشته باشید.

دگمه‌ها
برای مردان کوتاه‌تر، مدل دو دگمه مناسب است. اگر بلندتر هستید می‌توانید مدل سه دگمه را انتخاب کنید. تعداد بیش از سه دگمه برای افراد بسیار قد بلند است و ما به شما پیشنهاد می‌کنیم که از پوشیدن چنین کتی خودداری کنید.
برای کت‌های دو طرف دگمه‌دار، سبک دو دگمه در مقایسه با مدل یک دگمه بهتر است.

انتخاب شلوار

شما باید در مورد تعداد پلیسه شلوارتان (یک، دو یا بدون پلیسه با جلویی صاف) و یا پاکتی بودن آن تصمیم بگیرید. بسیاری ار افراد عقیده دارند که شلوارهای جلو صاف، بدون پلیسه و پاکتی برای یک کت و شلوار بسیار معمولی هستند. می‌توانید مدلی با یک یا دو پلیسه و پاکتی کوچک استفاده کنید.


اصول کلی لباس پوشیدن

۱)  همواره لباسی را بپوشید که کاملا اندازه شما باشد.
۲)  اگر اضافه وزن دارید، پوشیدن لباس‌های بزرگ، اندام شما را پنهان نمی‌کند و تنها هیکل‌تان را اغراق‌آمیزتر جلوه می‌دهد.
۳)  اگر کمر باریکی دارید، در میهمانی‌ها از کمربند استفاده کنید. در غیر این‌صورت از آن چشم بپوشید.
۴)  پارچه‌های سنگین (مانند پشمی، بافتنی و چرمی) شما را سنگین وزن‌تر جلوه می‌دهند.
۵)  پارچه‌های سبک وزن (مانند کتان و نخی) شما را لاغرتر نشان مي‌دهند.
۶)  رنگ‌های تیره شما را لاغرتر و کوچک‌تر می‌کنند.
۷)  رنگ‌های روشن شما را بزرگ‌تر و حجیم‌تر نشان می‌دهند.
۸)  لباس‌هایی که بالاتنه و پایین‌تنه یک رنگ دارند، شما را لاغرتر جلوه می‌دهند.
۹)  لباس‌هایی که رنگ بالاتنه و پایین‌تنه آن‌ها متفاوت است، شما را بلند قدتر نشان می‌دهند.
۱۰)  لباس‌های «یقه بلند» گردن را کوتاه‌تر می‌کند.
۱۱)  گردن‌بند ِ کوتاه نیز گردن را کوتاه‌تر می‌کند.
۱۲)  روسری که به سمت پایین آویزان شده باشد، قد شما را بلندتر جلوه می‌دهد.
۱۳)  لباس با خطوط افقی شما را چاق‌تر و با خطوط عمودی شما را لاغرتر جلوه می‌دهد.


چاق هستيد يا لاغر؟

برای لاغرتر و بلند قدتر به نظر رسیدن نکات زیر را رعایت کنید:

۱)  لباس‌های کاملا اندازه بپوشید؛ لباس‌های خیلی کوچک و خیلی بزرگ تنها شما را چاق‌تر نشان می‌دهند.
۲)  لباس‌های یک‌دست یک رنگ بپوشید؛ ترجیحا یک رنگ از سر تا نوک پا
۳)  از پوشیدن لباس‌های با طرح برجسته و پارچه‌های زمخت خودداری کنید.
۴)  لباس‌های تیره رنگ با پارچه‌های نازک و نرم بپوشید.
۵)  شلوار را در ناحیه کمر بالا بیاورید نه پایین‌تر.
۶)  از پوشیدن لباس‌های با نقش و نگار شلوغ خودداری كنيد.
۷)  لباس با طرح راه‌راه عمودی بپوشید.
۸)  از داشتن ملزومات بیش از حد خودداری کنید.
۹)  اگر خانم هستيد، کفش پاشنه بلند به پا کنید.

برای چاق‌تر به نظر رسیدن نکات زیر را رعایت کنید:

۱)  لباس‌های با رنگ متفاوت بپوشید.
۲)  رنگ‌های روشن و پررنگ بپوشید.
۳)  لباس‌های چند لایه به تن کنید.
۴)  کفش بدون پاشنه و ظریف بپوشید.
۵)  شلوار تمام قد به پا کنید.
۶)  از پوشیدن لباس‌های سرتاسر یک رنگ بپرهیزید.
۷)  لباس با طرح راه‌راه عمودی نپوشید.


چگونه لباس‌هایمان را «ست» کنیم

 کت و شلوار خاکستری و سرمه‌ای با کفش مشکی، و کت و شلوار قهوه‌ای، کرم و زیتونی با کفش قهوه‌ای «ست» است.



منبع
|+| نوشته شده توسط FARVARTISH REZVANIYEH در سی و یکم شهریور 1388  |
 داستان فيلتر شدن Meebo


      سايت Meebo و چند وب‌گاه ديگر كه براي چت بدون استفاده از نرم‌افزارهاي مسنجر فعال بود، در ايران فيلتر شد.
وقتي شما در محل كارتان نمي‌توانيد مسنجر نصب كنيد، سراغ Meebo مي‌رويد. اگر Meebo فيلتر باشد، مجبور هستيد دنبال فيلترشكن باشيد. وقتي فيلترشكن را فعال مي‌كنيد، سايت‌هاي «راديو فردا» و «VOA» ناگهان برايتان باز مي‌شود و ناخودآگاه به خبرها نگاهي مي‌اندازيد و بدون اين كه بخواهيد، دري‌وري‌هايشان در مغزتان فرو مي‌رود. چند دقيقه بعد يهو يك سايت بد هم باز مي‌شود. وقتي يادتان مي‌افتد كه الان دسترسي‌تان به اينترنت نامحدود است، هوس مي‌كنيد به چند وب‌گاه ناخوب هم سر بزنيد و ذهن‌تان را مسموم كنيد.
هنگامي كه بعد از پايان ساعت كاري مي‌خواهيد به خانه برويد، در خيابان يه جوري به مردم نگاه مي‌كنيد و چزهايي در ذهن‌تان مي‌آيد. وقتي به خانه مي‌رسيد و مي‌بينيد كه ميهمان داريد، چيزهايي كه در آن سايت‌هاي خبري خوانده بوديد را بازگو مي‌كنيد. آن‌ها هم بعدا براي بستگان و دوستان و آشنايان خود تعريف مي‌كنند وبدين ترتيب ذهن مردم آلوده مي‌شود و بعضي‌ها به هدف‌شان مي‌رسند.
روز بعد چند نفر با لبخند رضايت به صندلي‌شان تكيه مي‌زنند و مي‌گويند: «بسيار نيكو شد كه ميبو را فيلتر كرديم تا جامعه در امان‌تر باشد. اين وبلاگ فرورتيش رضوانيه را هم بايد با خودش يهو ببنديم تا خيال‌مان راحت‌تر شود.»


فرار از فيلتر Meebo


براي دور زدن فيلتر، از httpS استفاده كنيد و به اين نشاني برويد:


https://www.meebo.com





|+| نوشته شده توسط FARVARTISH REZVANIYEH در سی و یکم شهریور 1388  |
 روزنامه اماراتی: شاهنامه را يك تيم نوشته‌اند

      پس از سرقت مفاخر ایرانی، نوبت به آثار ایرانی رسید. روزنامه «الاتحاد» امارات بر پایه کتاب جدیدی که به تازگی چاپ شده، مدعی شد که فردوسی حماسه‌نویس مشهور ایرانی، با الهام از 5 نفر از حماسه سرایان پیش از خود شاهنامه را تدوین کرده است.

این روزنامه با استناد به برخی اسناد تاریخی، مدعی است که پیش از فردوسی، پنج تن از شعرا که در آن زمان، حماسه‌سرایان مشهوری بودند، اقدام به تدوین شاهنامه معروف کرده‌اند؛ بنابراین، باید علاوه بر نام فردوسی، پنج تن دیگر از شعرا را نیز روی شاهنامه نوشت!

الاتحاد ادعای دیگری هم دارد و آن این که در شضت هزار از ابیات شاهنامه موجود، اشعاری هست که به تعریف و تمجید قوم فارس و تحقیر اعراب پرداخته و این بیانگر نوع نگاه ایرانی‌ها به اعراب و برتری جویی آنهاست.

روزنامه اماراتی در ادامه می نویسد: همین نژادگرایی عمیق شاهنامه موجب شده که به عنوان یک اثرماندگار در تاریخ ادبیات ایران باقی بماند.

در این روزنامه به «ابن مقفع»، مترجم فارسی کلیله و دمنه نیز حمله شده و او را «مستعجم» (عرب فارسی زده) خوانده است.

هر چند ادعای این روزنامه عربی، رگه‌هایی غیر مستند در تاریخ دارد، بیان این تاریخچه و حمله به مشهورترین اثر ماندگار زبان فارسی که در واقع احیا کننده زبان فارسی است، می‌تواند در این مقطع زمانی معنادار باشد.

با توجه به مصادره مفاخر ایرانی توسط برخی جریان‌های عربی ضد ایرانی در سال‌های اخیر، به نظر می‌رسد این جریان با توجه به همراهی برخی عناصر رسانه‌ای دیگر در منطقه و عرصه‌های بین‌المللی، در پی آن است تا با استفاده از این فضا، به تخریب چهره ایران و تاریخ و تمدن شکوهمندش بپردازد.

منبع: تابناك

|+| نوشته شده توسط FARVARTISH REZVANIYEH در سی و یکم شهریور 1388  |
 نصب دوربين مداربسته در مدارس ممنوع است


      به گفته قائم‌مقام رئيس سازمان آموزش‌وپرورش شهر تهران، نصب دوربين‌هاي مداربسته در مدارس ممنوع است.

علي اکبر حامدي گفت: بر اساس مصوبه شوراي عالي آموزش‌وپرورش ، در صورت نصب چنين دوربين‌هايي، مدير مدرسه پاسخگو خواهد بود.
او ادامه داد: والدين در صورت مشاهده دوربين‌هاي مداربسته در مدارس مي‌توانند مراتب را به واحد ارزشيابي و حراست مناطق آموزش‌وپرورش گزارش دهند تا مورد رسيدگي قرار گيرد.

منبع: تابناك

|+| نوشته شده توسط FARVARTISH REZVANIYEH در سی و یکم شهریور 1388  |
 داماد باراك اوباما


پدر: دوست دارم با دختري به انتخاب من ازدواج کني.
پسر: نه من دوست دارم همسرم را خودم انتخاب کنم.
پدر: اما دختر مورد نظر من ، دختر اوباما است.
پسر: آهان اگر اينطور است، قبوله!

پدر به نزد اوباما مي‌رود و مي‌گويد:
«براي دخترت شوهري سراغ دارم.»
اوباما: اما براي دختر من هنوز خيلي زود است که ازدواج کند.

پدر: اما اين مرد جوان قائم‌مقام مديرعامل بانک جهاني است.
اوباما: اوه، که اينطور! در اين صورت قبول است.

بالاخره پدر به ديدار مديرعامل بانک جهاني مي‌رود.
پدر: مرد جواني براي سمت قائم‌مقام مديرعامل سراغ دارم.
مديرعامل: من به اندازه کافي معاون دارم.
پدر: اما اين مرد جوان، داماد اوباما است...
مديرعامل: اوه، اگر اينطور است، باشد!

و معامله به اين ترتيب انجام مي‌شود.

حتي اگر چيزي نداشته باشيد، باز هم مي‌توانيد چيزهايي بدست آوريد. اما بايد روش مثبتي برگزينيد.

|+| نوشته شده توسط FARVARTISH REZVANIYEH در سی ام شهریور 1388  |
 حلزون چگونه به وجود آمده

|+| نوشته شده توسط FARVARTISH REZVANIYEH در سی ام شهریور 1388  |
 احمدي‌نژادان آينده

فرزندان رئيس‌جمهور محمود احمدي‌نژاد

|+| نوشته شده توسط FARVARTISH REZVANIYEH در سی ام شهریور 1388  |
 ده حقیقت زشت درباره ژورنالیسم مدرن

1. مقاله‌هایی که منتشر می‌شوند، آن‌هایی هستند که می‌فروشند!
      علت این‌که برای شما خواندن یک مقاله درباره‌ی یک قاتل زنجیره‌ای بیش از یک مقاله درباره‌ی افتتاح یک کتاب‌خانه محتمل است، این است که با وجود این منابع خبری تقلیل‌یافته، بنگاه‌های خبری و مطبوعات باید وقت خود را وقف مقالاتی کنند که بیشترین توجه را جلب می‌کنند. سایت‌های خبری محلی مانند EveryBlock قدم‌هایی برای پرکردن این خلأ برداشته‌اند، اما تعبیر «اگه خونریزی باشه، جواب می‌ده!» هنوز درست‌ترین است.

2. بسیاری از مقالات، ویرایش نمی‌شوند!
      در عصر بی‌کاری‌ها و فروش سهام‌ها، بسیاری از افرادی که به اتاق‌های خبر راه پیدا می‌کنند، ویراستارها هستند؛ کسانی که برای اطمینان از دقیق‌بودن و خو‌ب‌نویسی مقالات استخدام می‌شوند. بدون ویراستارها، بسیاری از مقالات، به‌ویژه آن‌هایی که به صورت آنلاین هستند، بدون کنترل برای خطاهای گرامری و املایی منتشر می‌شوند. این ایرادها حتی متداول‌تر می‌شوند و نشانه‌ای علیه اعتبار خروجی‌های خبری هستند.

3. بسیاری از مقالات، از خبرگزاری‌ها تأمین می‌شوند!
      سال‌ها پیش، روزنامه‌ها با مقاله‌هایی پر می‌شدند که توسط خبرنگاران ستادی و درباره‌ی موضوعات ملی و بین‌المللی نوشته می‌شدند. با تقلیل‌یافتن این خبرنگاران، بسیاری از مقالات ملی که در روزنامه‌های محلی منتشر می‌شوند، توسط سرویس‌هایی همچون رویترز یا آسوشیتدپرس نوشته می‌شوند و این به معنای فقدان نظرات متفاوت برای پوشش یک موضوع است.

4. بعضی از ژورنالیست‌ها با جوایز حرکت می‌کنند!
      اکثریت ژورنالیست‌ها، برای نشر اخبار به‌صورتی که بیشترین مخاطب ممکن را جذب و جوامع تحت پوشش را مطلع کند، به سمت حرفه‌ای‌شدن پیش می‌روند. همچنین ژورنالیست‌هایی هستند که برای مخاطبین مقاله نمی‌نویسند، بلکه با نیت برنده‌شدن جوایز درشت‌نامی همچون (Pulitzers) می‌نویسند. از آن‌جایی که ممکن است آن را نپذیرند، بعضی از مقاله‌ها برای جلب ستایش  دیگر ژورنالیست‌ها نوشته می‌شوند.

5. ژورنالیست‌ها متعصب و جهت‌دار هستند!
      چیزی به‌نام بی‌طرفی وجود ندارد... این امر از نظر انسانی غیرممکن است. هرچند ژورنالیست‌ها بسیار می‌کوشند تا مقالات‌شان تا جایی که ممکن است بی‌طرفانه باشد، بسیاری از موضوعات یا عنوان ویژه که به‌آن‌ها می‌پردازند، بدین خاطر است که آن‌ها به‌طور ویژه نسبت به‌ آن‌ها احساس قدرت دارند.

6. بعضی از ژورنالیست‌ها از ویکی‌پدیا استفاده می‌کنند!
      اگرچه که استفاده از ویکی‌پدیا به‌خاطر عدم قطعیت پذیرفته‌شده‌اش، دربسیاری از اتاق‌های خبری مردود است، بسیاری از خبرنگاران از ویکی به‌عنوان یکی از منابع استفاده می‌کنند و حقایق اثبات‌نشده که روی سایت‌ها منتشر می‌شوند، راه خود را به مقالات خبری باز می‌کنند. موردآگهی مرگ آهنگ‌ساز فرانسوی «موریس جر» (Maurice Jarre) به‌همین صورت بود. بسیاری از روزنامه‌ها نقل قولی را که در صفحه‌ی ویکی‌پدیای او یافته بودند و هیچ‌گاه توسط خود جر بیان نشده بود، منتشر کردند که توسط یک دانشجوی 22ساله‌ی دانشگاه به صفحه‌ی او اضافه شده بود.

7. هیچ توطئه‌ی بزرگی درمیان نیست!
      این مورد، نه تنها یک حقیقت زشت است، بلکه حیقیقتی‌ است که بسیاری از پذیرفتن آن سرباز می‌زنند. تعداد روبه‌رشدی از منتقدین وجود دارند که به رسانه‌ها را به‌صورت کلی و عمدی با اهداف لیبرال یا محافظه‌کارانه حمله می‌کنند. حقیقت این است که چنین تلاش هماهنگی وجود ندارد و بسیاری از مطبوعات از ژورنالیست‌های منفرد با تنوعی از علایق و گرایش‌های سیاسی تشکیل یافته‌اند.

8. بسیاری از ژورنالیست‌ها، پروژه‌های فرعی دارند!
      در عصر طلایی ژورنالیسم، خبرنگاران می‌توانند خود را منحصرا وقف کارشان در اتاق‌های خبر کنند، در حالی که هیچ ترسی از اخراج ناگهانی ندارند. اما وقتی که هر لحظه امکان آمدن یک برگه‌ی اخراج وجود دارد و دستمزدها همینطور کم‌ می‌شوند، تعداد بیشتری از ژورنالیست‌ها کتاب می‌نویسند، وبلاگ‌ باز می‌کنند، مشاوره می‌دهند و هرکاری که برای آن‌ها مقداری اعتبار و برند شخصی یا چند دلار اضافه فراهم کند.

9. مقاله‌های سرگرمی حکم‌فرما هستند!
      هنگامی که ژورنالیست‌ها بر «مرگ» ژورنالیسم سوگواری می‌کنند، آن‌ها غالبا به قسمت‌های تجسسی بزرگ اشاره دارند که سیاستمداران را رسوا می‌کنند و موضوعات مخفی را فاش می‌کنند. واقعیت این است که محبوب‌ترین مقالات سایت‌های خبری دیگر قسمت‌های تجسسی نیستند، بلکه مقالات سرگرمی (entertainment) و اخبار افراد مشهور (celebrity) است. پاریس هیلتون می‌تواند حتی بیشتر از رئیس‌جمهور آمریکا ترافیک ایجاد کند.

10. هیچ کس پاسخی ندارد!
      همه به‌دنبال ناجی ژورنالیسم و راه‌حلی برای مشکلات صنعتی هستند. شبکه‌های اجتماعی، بازسازی‌ها و خرده‌پرداخت‌ها همه به‌عنوان کلید‌هایی برای نجات ژورنالیسم پیشنهاد شده‌اند، اما هرکس که بگوید پاسخ قطعی را می‌داند، متوهم یا گمراه است. ما همه برای تامین آینده‌ی ژورنالیسم، هر تلاشی انجام می‌دهیم، اما آن‌چه که به‌عنوان راه‌حل جادویی است، هنوز نامعلوم است.


پارسينه
مترجم: سیدکمال‌الدین دعایی
|+| نوشته شده توسط FARVARTISH REZVANIYEH در بیست و نهم شهریور 1388  |
 آب سردكن

|+| نوشته شده توسط FARVARTISH REZVANIYEH در بیست و نهم شهریور 1388  |
 خياباني به اسم «ايران» در اسرائيل

|+| نوشته شده توسط FARVARTISH REZVANIYEH در بیست و نهم شهریور 1388  |
 مقايسه ظاهر جديد محسن نامجو با دو كاراكتر مشهور دنيا

|+| نوشته شده توسط FARVARTISH REZVANIYEH در بیست و نهم شهریور 1388  |
 امارات: ايران مي‌خواست برج دبي را منفجر كند

      روزنامه‌های اماراتی به انتشار خبری دست زدند که حتی در مجموعه شیخ‌نشین‌های خودشان نیز خیلی جدی گرفته نشد.


روزنامه‌های اماراتی نوشته‌اند: منابع امنیتی ابوظبی ـ یکی از هفت امیرنشین امارات ـ یک گروه 8 نفره با تابعیت کشورهای عربی را دستگیر کرده و مدعی هستند این افراد برای برنامه‌ریزی انفجار بلندترین سازه ساختمانی جهان ـ برج دبی ـ به امارات وارد شده‌اند و احتمال می رود که این افراد برای این کار در تهران آموزش دیده‌اند!

طرح این ادعا از سوی مقامات امارات در حالی صورت پذیرفت که آنها از توضیح بیشتری درباره این خبر خودداری کردند.

بنابر این گزارش، طرح این ادعا از سوی مقامات امنیتی اماراتی و انتشار آن از سوی رسانه های این شیخ نشین حاشیه خلیج فارس در حالی است که هیچ شواهد و مدارکی دال بر این مدعی وجود ندارد.

نکته جالب‌تر این که به اعتراف مقامات امنیتی این کشور همه دستگیر شدگان عرب بوده و تابعیت واحدی نیز نداشته اند بنابراین به نظر می رسد؛ دستگیری 8 عرب در ابوظبی به اتهام تلاش برای انفجار برج دبی و آموزش دیدن این افراد در تهران، بیشتر به یک بازی رسانه ای با بن مایه هایی از فیلم های هالیوودی و یا بازی های رایانه ای شبیه است تا یک خبر نزدیک به واقعیت.

به نظر می‌رسد یکی از اهداف انتشار این خبر می‌تواند توجیهی برای توقف عملیات ساخت و ساز این برج پرهزینه، در شرایط رکود اقتصادی امارات باشد و طبیعتا بهانه ای بهتر از تهدید این بنا توسط ایران پیدا نشده است.

انتظار می‌رود مقامات وزارت خارجه کشورمان با واکنشی به موقع و شدید نسبت این ادعای مقامات امنیتی شیخ‌نشین عرب خلیج فارس، ضمن پیشگیری از دامن زدن به فضای ضد ایرانی در منطقه و جلوگیری از ادعاهای مشابه توسط سایر کشورها، باید به همه تفهیم نمایند که طرح ادعاهای بی‌اساس علیه ایران هزینه‌های زیادی برای طراحان آن خواهد داشت.

منبع: عصرايران

|+| نوشته شده توسط FARVARTISH REZVANIYEH در بیست و ششم شهریور 1388  |
 لاله و لادن و ديدار با امام‌خميني (ره)

      لاله و لادن بیژنی دوقلوهای به هم چسبیده ایرانی بودند.

لاله (که از روبرو سمت راست است) علاقه داشت در تهران بماند و روزنامه‌نگار شود. لادن (که قدبلندتر بود و سمت چپ دیده می‌شود) علاقمند بود به شهرستان خودشان برگردد و به وکالت بپردازد. هر دو آنها در رشته حقوق تحصیل کرده بودند.     

لاله و لادن در ۱۰ دی سال ۱۳۵۲ در شهر فیروزآباد استان فارس از پدر و مادری به نام مریم صفری و دادالله بیژنی متولد شدند. پدر و مادر آن دو کشاورز و اهل روستای لهراسب بودند. آنان پس از تولد نوزادان را رها کردند. بعدها بهزیستی نام آنها را لاله و لادن گذاشت.

لاله و لادن پس از تولد در بیمارستان فیروزآباد، به بهزیستی منطقه و از آنجا به بیمارستان نمازی شیراز منتقل شدند و سپس به بیمارستان شهدای تجریش فعلی سپرده شدند. دکتر علیرضا صفاییان لاله و لادن را در سال ۱۳۵۴ به فرزندی پذیرفت، برای آنها شناسنامه مجزا گرفت و به خانه خود در حومه کرج برد.

لاله و لادن ۱۵ ساله بودند که از وجود خانواده اصلی‌شان در شیراز و هویت واقعی خود مطلع شدند. بهزیستی آنها را از خانواده صفاییان جدا کرد و سازمان ثبت‌ احوال شناسنامه‌های دیگری با اسامی لاله و لادن بیژنی برای دوقلوها صادر کرد.

با اصرار والدین اصلی دوقلوها، مجتمع قضایی تهران از لاله و لادن خواست که در حضور پدر و مادرشان و خانواده صفاییان، یکی از آنها را انتخاب کنند که دختران نپذیرفتند و از آن پس در خانه‌ای مستقل به زندگی ادامه دادند.

لاله و لادن که ابتدا در کنکور دانشگاه‌ها در دو شهر مجزای یزد و کرج برای ادامه تحصیل پذیرفته شده بودند، با مراجعه پدرخوانده‌شان به رئیس‌جمهور وقت، توانستند مجوز تحصیل در یک شهر و یک رشته را پیدا کنند. آنها تحصیلات خود را در رشته حقوق در دانشگاه تهران آغاز کردند.

مشکل اصلی لاله و لادن زمانی آشکار شد که با در دست داشتن مدرک لیسانس حقوق، به جست‌وجوی کار برآمدند. اما هرچه بیشتر تلاش می‌کردند، کمتر نتیجه می‌گرفتند. آن دو دختران سخت‌کوشی بودند که علاوه بر داشتن مدرک تحصیلی، به زبان انگلیسی و کار با کامپیوتر مسلط بودند، اما موفق نمی‌شدند.

آخرین بار، زمانی که یکی از بخش‌های دولتی پس از سه ماه کار آزمایشی به آنها جواب رد داد، لاله و لادن با چشم گریان به خانه آمدند و تصمیم گرفتند به هر قیمت از هم جدا شوند. لادن تأکید می‌کرد: «به هر قیمت.»


عمل جراحی جداسازی

۱۰ خرداد ۱۳۸۲ اعلام شد که «جراحان در سنگاپور امروز تصمیم نهایی خود را درباره انجام عمل جراحی جداسازی لاله و لادن، دوقلوهای به‌هم‌چسبیده ایرانی، اعلام خواهند کرد.»

هفت سال پیش از این تاریخ، پزشکان آلمانی امکان جداسازی لاله و لادن را به‌دلیل نتیجه قطعی مرگ یکی از دو خواهر یا هر دو، رد کرده بودند. اما این بار لاله و لادن که از موفقیت جداسازی دوقلوهای نپالی که مانند آنها از سر به هم چسبیده بودند به دست کیت گوا جراح سنگاپوری در سال ۲۰۰۱ باخبر شده بودند، تصمیم گرفتند با او تماس بگیرند و خواهان عمل جراحی مشابهی برای خود شوند.

بعد از موافقت پزشکان متخصص این گروه جراحی، لاله و لادن راهی سنگاپور شدند. پس از انجتام ازمایش‌ها و معاینات در ۱۷ خرداد ۱۳۸۲ «دکتر کیت گوا، سرپرست گروه جراحی لاله و لادن، تأکید کرد که امکان مرگ یا فلج شدن آن دو وجود دارد و تمامی این موارد برای آنها توضیح داده شده‌است.» سایت بی‌بی‌سی فارسی در ادامه می‌نویسد: «لادن ـ همان دختری که قدبلندتر است و از روبه‌رو طرف چپ قرار دارد ـ می‌خواهد به شهرستان خود برگردد و به وکالت بپردازد. لاله می‌خواهد در تهران بماند و روزنامه‌نگار شود. اگر آنها توانسته‌اند تا امروز مشکلات بدنی و اجتماعی استثنایی بودن خود را از سر رد کنند، در اجتماع حضور یابند و ادامة تحصیل دهند تا آیندة خود را بسازند، حالا این آینده فرا رسیده‌است. آنها می‌خواهند در حرفه‌هایی جداگانه کار کنند. دیگر به‌هیچ‌وجه به‌هم‌چسبیده بودنشان با میل و اصرارشان به استقلال جور درنمی‌آید.

دوقلوها می‌گویند اگر شرایط ما به همین نحو ادامه داشته باشد، دیگر نمی‌توانیم آن را تحمل کنیم. به همین دلیل است که لاله و لادن همة مخاطراتی را که پزشکان از پیش اعلام می‌کنند می‌پذیرند. این اولین عمل جداسازی دوقلوهای به‌هم‌چسبیدة بالغ در جهان است.» شاید همین جسارت در رویارویی با واقعیت است که سبب می‌شود سیل کمک‌های مالی از سراسر جهان به‌ حساب آنها در سنگاپور سرازیر شود.

گروه جراحی خواهران به‌هم‌چسبیده ایرانی به سرپرستی دکتر کیت گوا شامل ۳۵ متخصص، ۵ جراح اعصاب، ۱ متخصص جراحی عروق، ۶ متخصص جراحی پلاستیک، ۸ رادیولوژیست و در مجموع ۱۲۵ نفر پزشک است.

عمل جراحی جداسازی لاله و لادن در بیمارستان رافلز سنگاپور آغاز می‌شود، ۵۲ ساعت می‌گذرد، پزشکان بیش از ۸۰ درصد بافت‌ها را از یکدیگر جدا کرده‌اند که خونریزی شروع می‌شود. گردش خون در بدن لادن مختل می‌شود و لادن جان می‌سپارد. بعد از مرگ لادن، بلافاصله فعالیت پزشکان برای نجات لاله که به حالت اغما فرو رفته‌است شروع می‌شود. یک ساعت و نیم بعد، با وجود تزریق خون و تلاش بسیار پزشکان، لاله هم درمی‌گذرد.

پايان قصه دوقلوها

لاله و لادن بیژنی در روز ۱۷ تیرماه سالِ ۱۳۸2 بر اثر عوارض بعد از عمل جراحی درگذشتند.

حضور مردم در مراسم تشییع جنازه آنها به حدی بود که جاده لهراسب به فیروزآباد و ۳۰ کیلومتر از جاده فیروزآباد به شیراز مملو از اتومبیل‌های مردم بود.


|+| نوشته شده توسط FARVARTISH REZVANIYEH در بیست و چهارم شهریور 1388  |
 زنجاني‌ها از بوي مشكوك شبانه كلافه شده‌اند

     انتشار بوی نامطبوع در اغلب شب‌ها، خواب را از چشمان زنجانی‌ها ربوده و منشأ آن هم برای اداره‌کل محیط زیست استان ناشناخته است.


بوی تعفن شدید همراه با ایجاد سرگیجه و سوزش چشم و گلو این روزها آنقدر مردم زنجان را آزار می دهد که مردم برخی مناطق حاشیه ای شهر زنجان جرات باز کردن پنچره خانه های خود را از ساعت 10 شب تا سحر ندارند.

جواد تاراسی مدیرکل محیط زیست استان زنجان در توضیح منشا انتشار بوی نامطبوع گفت: نمی‌دانیم منشأ این بوها چیست، چون بحث انتشار بوی موادآلی است، میزان انتشار گازهای آلی هم در کشور کم است و فقط در دانشگاه صنعتی شریف و شرکت نفت وجود دارد لذا سنجش بوی نامطبوع در شرایط زمانی فعلی غیرممکن است.

 تاراسی ادامه داد: علاوه بر اینکه امکانات وجود ندارد می‌توانم بگویم از نظر بحث پیشرفت علمی و فنی دستگاههایی که جوابگوی اینها باشند فعلاً‌ در دنیا اختراع نشده یا اینکه چیزی پیش‌بینی نشده است فقط دستگاههای GC می‌تواند جوابگو باشد که آن دستگاهها هم صرفاً برای گازهایی می‌تواند کاربری داشته باشد که برای دستگاه شناخته شده باشد.

وی تاکید کرد: در گزارش‌هایی که راجع به آلودگی هوا و انتشار بوی نامطبوع می‌شود خیلی سریع کارخانه‌های آلاینده را بررسی می‌کنیم و واحدهایی که در پروسه تولید خود آمونیاک تولید می‌کنند را با اعزام اکیپ کارشناس بررسی می‌کنیم.

تاراسی تاکید کرد: در مورد گزارش شنبه شب هم این کار صورت گرفت و مشکلی نبود تقریباً 90 درصد خیالمان راحت شد که ضرر و زیان نداشته و فقط آزار و اذیت دارد و مثل بوی فاضلاب عادی است.

به گفته تاراسی بوی نامطبوع به واحدهای آلاینده مشکوک و خطرناک ارتباط ندارد.

مدیرکل محیط زیست استان با بیان اینکه امکان دارد بوی نامطبوع از این کانالها منتشر شود، افزود: در حال بررسی گزینه های احتمالی دیگر هستیم و در این خصوص بیمارستان امام حسین(ره) نیز بررسی می شود.

تراسی که همواره کوشیده با اطلاع رسانی تعامل سازنده ای با رسانه ها و مطبوعات استان داشته باشد در این زمینه نیز قول داد با بسیج نیروهای خود نسبت به پیدا و برطرف کردن منشا بوی نامطبوع شبهای اخیر اقدام نماید.

شهردار زنجان: من بویی احسای نمی کنم؛ چرا نیامده باز شروع کردید
ناصر موسوی که به تازگی به سمت شهردار زنجان منصوب شده با واکنش شدید به سئوال خبرنگار مهر که از وی در خصوص وجود بوی نامطبوع در سطح برخی مناطق شهر پرسید، گفت: " چرا باز نیامده شروع کردید؟ من که الان توی دفترم بوی را احساس نمی‌کنم. شما این حرف را بر چه منبایی می‌گویید؟".

البته باید به حرف‌های شهردار اعتماد کرد چرا که دفتر شهردار زنجان در فاصله بسیار از مناطق درگیر در بوی نامطبوع و ناشناس شبانه است و به طور حتم این بو به آن محدوده سرایت نمی کند.

این روزها که به دلیل عدم رسیدگی مناسب، شهر زنجان درگیر برخی مشکلات در حوزه خدمات‌رسانی و عمران شهری است کانال‌های فاضلاب نیز در این راستا عامل مهم در روند توسعه آلوگی ها شده اند و به خصوص در مناطق غربی شهر زنجان انباشت زباله و بوی تعفن شدید مردم این مناطق را آزار می دهد.

شهردار زنجان با تائید وضعیت نامناسب برخی کانالهای فاضلاب شهری به خصوص در محدوده مناطق حاشیه ای شهر قول داد برای رفع این مشکل دستور سریع دهد.

به هرحال در روند عمران شهری نباید بین شهروندان تبعیض قائل شد چرا که هم اکنون در منطقه شمال شهر زنجان چنین معضلی اصلا معنا ندارد اما مردم مناطق مرکزی و پایین تر از آن شبها خواب راحت نیز ندارند.

منبع: خبر

|+| نوشته شده توسط FARVARTISH REZVANIYEH در بیست و چهارم شهریور 1388  |
 احتمال تایید ویزای نیویورک احمدی‌نژاد


      مقام‌هاي آمريكايي اعلام كردند كه به اعتقاد آنها رواديد رئيس دولت دهم ايران براي سفر به آمريكا و شركت در نشست مجمع عمومي سازمان ملل متحد، تائيد خواهد شد.

به گزارش واشنگتن‌پست، مقام‌هاي رسمي واشنگتن درباره حضور «محمود احمدي‌تژاد» در مجمع عمومي سازمان ملل متحد گفتند كه آمريكا به دعوت سازمان ملل از جنجالي‌ترين رهبران جهاني نيز احترام مي‌گذارد و بنابراين به اعتقاد آنها رواديد احمدي‌نژاد براي سفر به آمريكا تائيد خواهد شد.

در ادامه تاكيد شده است كه چشم‌انداز گفت‌وگوي مستقيم با مقام‌هاي ايراني به‌دليل حوادث بعد از انتخابات اين كشور چندان روشن نيست.

ماه جولاي گذشته نيز ايالات متحده دعوت خود از ديپلمات‌‌هاي ايراني براي شركت در مراسم سالگرد استقلال آمريكا را پس گرفت.

بنا بر اين گزارش، احمدي‌نژاد تنها يكي از چهره‌هاي جنجالي مجمع عمومي سازمان ملل نخواهد بود چرا كه «هوگو چاوز»، رئيس‌جمهوري ونزوئلا و «معمر قذافي»، رهبر ليبي نيز در اين نشست شركت دارند.

از طرف ديگر کاخ سفید اعلام كرد كه «باراک اوباما»، رئيس‌جمهوري آمريكا از محمود احمدی‌نژاد برای شرکت در مهمانی سران دولت‌های شرکت کننده در اجلاس مجمع عمومی سازمان ملل متحد دعوت نخواهد کرد.
این مهمانی در
حاشیه برگزاری شصت و چهارمین اجلاس مجمع عمومی سازمان ملل متحد در اواخر سپتامبر در نیویورک و به میزبانی باراک اوباما برگزار می‌شود.

«رابرت گیبس»، سخنگوی کاخ سفید در اين‌باره گفت كه بعید می‌داند احمدی‌نژاد به مهمانی اوباما دعوت شود چرا به تعهدات بین‌المللی خود عمل نکرده است.

گیبس همچنین گفت كه ممکن است علاوه بر احمدی‌نژاد، بعضی سران دیگر نیز به این مهمانی دعوت نشوند.

مقام‌ها و دیپلمات‌های ایرانی و آمریکایی از زمان قطع روابط سیاسی دو کشور در مراسم رسمی یکدیگر شرکت نکرده‌اند.

منبع: تابناك

|+| نوشته شده توسط FARVARTISH REZVANIYEH در بیست و سوم شهریور 1388  |
 بلوار آفريقا (جردن) دوباره دوطرفه شد

      يك روز از يك‌طرفه شدن خيابان جردن، شهرداري تهران تصميم گرفت دوباره اين خيابان را به وضعيت گذشته برگردانند.

مهدي طيباني درباره طرح يك‌طرفه شدن خيابان جردن گفت: اين طرح از لحاظ كارشناسي مشكلاتي داشت و به همين دليل اجراي اين طرح منتفي شد.

گفتني است در صورت اجراي اين طرح، تردد در محدوده زير پل ميرداماد، پمپ‌بنزين خيابان آفريقا و چهارراه جهان‌كودك تا زير پل ميرداماد با اختلال همراه مي‌شد.

منبع: عصر ايران

|+| نوشته شده توسط FARVARTISH REZVANIYEH در بیست و دوم شهریور 1388  |
 مصاحبه روزنامه اسرائيلي با يكي از كاركنان كهريزك


      در رسانه‌هاي ايران رسم بر اين است كه اگر دلشان مي‌خواهد خبر، مصاحبه يا گزارشي را منتشر كنند كه از سوي منابع بيگانه روي خط خبري قرار گرفته است، با اضافه كردن كلماتي به تيتر، خود را ممتنع و مستمع معرفي مي‌كنند. اگر دقت كرده باشيد، سايت‌هايي مانند «تابناك» و «عصر ايران» براي خبرهاي منفي عليه ايران، اين‌گونه تيتر انتخاب مي‌كنند: «وزارت دفاع آمريكا مدعي شد...» يا «نخست‌وزير اسرائيل در ادعايي جالب گفت...» و يا بارها از علامت تعجب!! استفاده مي‌كنند تا اتهام «انتشار اكاذيب بيگانگان» بر آن‌ها وارد نشود.
هفته گذشته روزنامه اسرائيلي «معاريو» مصاحبه‌اي با يكي از كاركنان كهريزك منتشر كرد كه در رسانه‌هاي ايران هيچ بازتابي نداشت، چون با صدها علامت سوال نيز نمي‌توان انتشار آن به زبان فارسي را توجيه كرد.
فرد مصاحبه‌شونده كه نامي از او برده نشده، در گفت‌وگو با اين روزنامه صهيونيستي به توصيف كهريزك و اتفاقات رخ داده در آن پرداخته كه بخشي از آن به زبان فارسي از طريق ايميل در اينترنت منتشر شده است.

بخشي از متن گفت‌وگو
      او «مصاحبه‌شونده» با نشان دادن دو عكس دسته‌جمعي از كادر كهريزك كه خود نيز در آن حضور دارد، به معرفي افراد و بازگو كردن سرنوشت‌شان مي‌پردازد. او بدون مكث به پرسش‌هاي ما پاسخ مي‌دهد، اما از يادآوري آنچه شاهد بوده، عصبي مي‌شود و اين در چهره‌اش كاملا مشهود است:


نظامي هستي؟
نه!

پس چگونه به مكاني خاص مثل كهريزك راه پيدا كردي و در آنجا استخدام شدي؟
يكي از دوستانم سفارش من را كرد. بعد از حادثه رانندگي كه 3 سال قبل برايم رخ داد، كارم را از دست دادم و مجبور شدم شغل جديدي پيدا كنم.

دانش، مهارت يا تخصص خاصي داشتي كه در استخدام مؤثر باشد؟
من مدرك تحصيلي ديپلم دارم. اما چون رانندگي خوبي داشتم، ابتدا به عنوان راننده آمبولانس استخدام شدم. البته در تصادفي كه چند سال قبل داشتم، خودم راننده نبودم و نبايد اين را به حساب ناشي بودن من بگذاريد. من در كهريزك مسؤوليت انتقال اجساد به قبرستان را داشتم.

وقتي اجساد را به قربستان اصلي شهر (بهشت‌زهرا) مي‌بردي، به چه كسي تحويل مي‌دادي؟
ما با بهشت‌زهرا كاري نداشتيم. از من خواسته بودند اجساد را به قبرستان‌هاي حوالي شهر ببرم. در آنجا به سردخانه مي‌رفتم و كارم تمام مي‌شد و خودشان تدفين را انجام مي‌دادند.

به خانواده متوفيان اطلاع نمي‌داديد؟
ضوابط اين گونه بود كه همه چيز بدون سر و صدا باشد.

چه پست‌هايي در آنجا داشتي؟
فقط 2 ماه راننده آمبولانس بودم، اما بعد از آن به بخش اداري رفتم. در آنجا پرونده افراد را بررسي مي‌كردم. چيزي كه توجه‌ام را جلب كرد، نحوه پيرش افراد بود.

به چه دليل؟
وقتي بعضي‌ها را مي‌آوردند، هنگام تحويل مي‌گفتد كه مهم نيست چگونه او را پس بگيرند. حتي در پرونده برخي تأكيد مي‌شد كه زنده بيرون نروند. البته از زماني كه نگهبان شدم، چيزهاي ديگري را شاهد بودم كه برايم باورپذير نبود. براي مثال، كساني كه در زمان ورودشان سالم و سرحال بودند را مي‌ديم كه بعد از مدتي بساير رنجور و افسرده شده بودند و بيش‌ترشان از فشار روحي مي‌مردند.

همزمان چند نفر در كهريزك نگهداري مي‌شدند؟
حدود 800 نفر كه 50 پرسنل را هم بايد به آن اضافه كرد. مكان واقعا وحشتناكي بود. ما مجبور بوديم در طول شبانه‌روز، صداي داد و فرياد و گريه‌اي كه در كل مجموعه به گوش مي‌رسيد را تحمل كنيم.

دلتان به حال آن‌ها نمي‌سوخت؟
اوايل چرا، اما كم‌كم برايم عادي شد و همكارانم هم عادت كرده بودند. مثل كسي كه در كارگاه نجاري كار مي‌كند.

چقدر حقوق مي‌گرفتي؟
ماهي 700 هزار تومان يا بيش‌تر.

هزينه‌هاي آنجا از كجا تأمين مي‌شد؟
از طرف افراد و سازمان‌هاي مختلف. خيلي‌ها به بازديد از آنجا مي‌آمدند و من حتي خيلي از مقامات را در آن مدت ديدم. چون محوطه وسيع بود، دو ماشين برقي زمين گلف در آنجا بود كه ميهمان‌ها با آن گشت مي‌زدند و از بخش‌هاي مختلف بازديد مي‌كردند. معمولا همين افراد همان روز مبالغي را به عنوان كمك هزينه، به بخش مالي و اداري مي‌سپردند.

مي‌تواني از آن‌ها نام ببري؟
خيلي‌ها بودند. خود آقاي كروبي هم يك سال قبل به آنجا آمد و مبلغ زيادي كمك كرد. فقط افراد سياسي نبودند و من سردار رويانيان، شهردا تهران و حتي منوچهر منطقي (مديرعامل سابق ايران‌خودرو) را هم چندبار ديده بودم كه براي بازديد آمدند.

يعني آنها از وجود كهريزك خبر داشتند؟
بله! اگر كسي در ايران مقام مسؤول باشد و بگويد كه از وجود آنجا خبر نداشته، دروغ گفته است. همه مي‌دانستند.

زمان تعطيل شدن كهريزك، آنجا بودي؟
كهريزك تعطيل نشده.

اما در خبرها گفته شده كه آنجا كاملا تعطيل شده است. شما اين را تكذيب ميَ‌كنيد؟
ببينيد! مجموعه‌اي با وسعت و مهمي كهريزك كه از سوي مقامات كشور حمايت مي‌شود، هرگز نمي‌تواند تعطيل شود.

يكي از بازداشتي‌ها درباره شكنجه و حتي استفاده از بطري نوشيدني اشاره كرده بود.
خب!

شما چه نوع شكنجه‌هايي را در آنجا شاهد بوديد؟
در آنجا هيچ‌وقت شكنجه نديدم. اگر كسي چيزي در اين‌باره گفته، دروغ محض است.

اخبار مربوط به شكنجه شدن افراد در بازداشتگاه كهريزك در رسانه‌هاي جهان باداب داشته، چطور شما مدعي هستيد كه وجود نداشته؟

بازداشتگاه كهريزك؟ آهان!... من گفتم توي كهريزك كار مي‌كردم، ولي خانه سالمندان كهريزك بودم، نه بازداشتگاه!

احمق بي‌شعور! مي‌مردي زودتر مي‌گفتي؟
به من چه! خودت وقتي اسم كهريزك را شنيدي، هول شدي، گفتي بيا مصاحبه كنيم... احمق هم خودتي!

پس قضيه جنازه‌ها و تدفين يواشكي چي بود كه گفتي؟
كهريزك جاي كساني است كه هيچ كسي را ندارند تا از آن‌ها مراقبت كند. به فيلم‌ها نگاه نكنيد كه بچه‌ها پدر و مادرشان را تهديد مي‌كنند كه به آنجا مي‌فرستند. كهريزك آخرين خانه آدم‌هاي بي‌سرپناه است و چون كسي را ندارند كه برايشان گريه كند، پس مراسمي هم در كار نيست.

مي‌كشمت...
تو غلط مي‌كني! الان با همين شمعداني مي‌كوبم وسط فرق سر كچلت... با اون كلاه مسخره‌ات!



|+| نوشته شده توسط FARVARTISH REZVANIYEH در بیستم شهریور 1388  |
 بلوار آفريقا (جردن) يك‌طرفه شد

      معاون حمل‌ونقل و ترافیک شهرداری تهران اعلام کرد که خیابان آفریقا از سر اسفندیاری تا سر میرداماد یکطرفه می‌شود.

"سید جعفر هاشمی تشکری" گفت: این خیابان به طور کامل یکطرفه نخواهد شد بلکه از تقاطع اسفندیاری تا سر میرداماد از ساعت 12 پنج‌شنبه یک‌طرفه می‌شود.

معاون شهردار تهران ادامه داد: حجم ترافیک از خیابان ولیعصر (عج) به سمت آفریقا به عنوان مسیر جایگزین افزایش پیدا کرده و برای کاهش بار ترافیکی این خیابان به صورت آزمایشی این مسیر از شمال به جنوب یک‌طرفه می شود.

هاشمی تشکری بیان داشت: هماهنگی‌های لازم با راهنمایی و رانندگی صورت گرفته تا مشکلی در این خصوص پیش نیاید.

به گفته این مقام مسئول در شهرداری، تلاش شهرداری تهران حذف چراغ راهنمایی ظفر است که بار ترافیکی را چندین برابر کرده و با حذف این چراغ می‌توانیم شرایط را عادی کنیم.

پیش از این نیز رئیس پلیس راهنمایی و رانندگی تهران بزرگ از یک‌طرفه کردن خیابان آفریقا خبر داده بود.

سرهنگ هاشمی گفت: یک طرفه کردن خیابان آفریقا هم اکنون در دستور کار است و و اگر به جمع‌بندی نهایی برسیم با هماهنگی نیروی انتظامی این خیابان نیز از شمال به جنوب یک‌طرفه می‌شود.
معاون حمل و نقل و ترافیک شهرداری تهران خاطرنشان کرد: هماهنگی لازم بین نیروی انتظامی، شورای شهر و شهرداری برای یک‌طرفه کردن این خیابان وجود دارد.

منبع: عصر ايران


|+| نوشته شده توسط FARVARTISH REZVANIYEH در نوزدهم شهریور 1388  |
 توليد گلابي به شكل عروسك (قبلا نوشته بودم عروس)

|+| نوشته شده توسط FARVARTISH REZVANIYEH در هجدهم شهریور 1388  |
 كشف جسد جانور خون‌آشام افسانه‌اي در اوكلاهاما

      آيا اين جانور فقط يك سگ زشت است يا واقعا يك موجود افسانه‌اي كه كل آمريكا را به وحشت انداخته؟

روزنامه بيلد گزارش داد، شبكه تلويزيوني KOTV (از گروه CBS) تصاوير حيواني را نشان داد كه جسدش در استيلول (در ايالت اوكلاهاما آمريكا) پيدا شده است.

گفته مي‌شود اين حيوان مي‌تواند چوپاكابرا (Chupacabra) باشد. در داستان‌ها آمده است، اين موجود افسانه‌اي شب‌ها به خانه‌ها و اصطبل‌ها مي‌رود و خون قربانيانش را مي‌مكد!

اولين گزارش‌ها درباره اين پديده سال 1995 از پورتوريكو منتشر شد. ظاهرا خون هشت گوسفند به طور كامل مكيده شده بود و بر روي سينه همه آنها سه جاي سوراخ ديده مي‌شد.


بعدها گزارش‌هاي مشابهي از سراسر آمريكا – از شمال (ايالت مين آمريكا) تا جنوب (شيلي) – پخش شد. خون همه اين حيوانات از سوراخ‌هاي كوچك (يا جاي گازگرفتگي) تقريبا به طور كامل مكيده شده بود.

تعدادي از شاهدان عيني "چوپاكابرا" را همچون خزندگان وصف مي‌كنند. ديگران - همانند جسدي كه در اوكلاهاما كشف شده است - آن را همچون سگ، اما داراي پوست چرمي مانند خزندگان و داراي دندان خون‌آشام مي‌دانند. اين جانور مي‌تواند تا شش متر جهش كند.

شبكه خبري سي ان ان هم چند روز پيش گزارشي را درباره كشف چوپاكابرا در تگزاس پخش كرد. اين موجود در يك تله گرفتار شده بود. دامپزشكان تاكنون نتوانسته‌اند اين جانور را طبقه‌بندي كنند. آنها نمي‌دانند اين موجود از كجا آمده است: جهش ژني از كايوت‌ها بوده است يا نه؟


Chupacabra or not?

Photos of the 'chupacabra' taken at the taxidermists where it is being stuffed
Photo: ROBERT MCDANIEL

Vampir-Hund


مبنع: همشهري آنلاين

|+| نوشته شده توسط FARVARTISH REZVANIYEH در هجدهم شهریور 1388  |
 
 
 
بالا