تبليغاتX
وبلاگ فرورتیش رضوانیه - مايكل جكسون و ايران
شما وارد وبلاگ شخصي شده‌ايد... لطفا دور بزنيد
 مايكل جكسون و ايران

 

     درگذشت مايكل جكسون، من را به ياد يكي از بزرگ‌ترين دردهاي زندگي‌ام انداخت كه مي‌خواهم آن را بازگو كنم. با آن كه خيلي‌ها دوست ندارند درباره او صحبتي كنيم، اما نمي‌توانم باز هم سكوت كنم.

چندين سال پيش وقتي كليپ «Black or White» مايكل جكسون با كيفيت VHS در دسترس قرار گرفت، با مشاهده يكي از سكانس‌هاي پاياني آن حسرتي بزرگ خوردم. پلاني كه مايكل لبه مشعل مجسمه آزادي آمريكا ايستاده بود و دوربين به عقب مي‌رفت، تصوير نماد چند كشور پديدار مي‌شد و با خودم فكر مي‌كردم كه چرا برج آزادي ايران در آن ميان نيست. اين موضوع ذهنم را مشغول كرده بود كه چرا بايد در دنيا ناديده گرفته شويم؟

سال‌ها از آن روزها گذشت و هميشه در دلم از كارگردان‌هاي هنري ايراني متنفر بودم. در شرايطي كه كشورهاي مختلف ايران را حلبي‌آباد معرفي مي‌كردند، فيلم‌سازان ما هم فيلم‌هايي را در جشنواره‌هاي خارجي نمايش مي‌دادند كه درباره فقر و فلاكت و بدبختي و زلزله و سيل و بيماري و يافتن دفتر مشق و تركيدن بادكنك و شكستن تنگ ماهي و پاره شدن كفش و گم شدن شترمرغ بود.

خيلي‌ها به من انتقاد كرده‌اند كه چرا در داستان‌هاي «همشهري مسافر» و «همشهري زندگي»، درباره فقر نمي‌نويسم. پاسخم هميشه اين بود كه نمي‌خواهم كشورم را حتي به هموطن‌هايم (و نه مردم كشورهاي ديگر) بدبخت معرفي كنم. امروز در كشور ما بسياري از هنرمندان در كارشان كوتاهي مي‌كنند. آن‌ها هيچ چيزي را وظيفه خود نمي‌دانند و گاهي تنها به دنبال كسب جايزه از جشنواره‌ها هستند. به اين فكر نمي‌كنند كه هاليوود نيم قرن گذشته بزرگ‌ترين دروغ‌هاي تاريخ را به مغز جهان تزريق كرده تا ايالات‌متحده را قدرتي بي‌نظير معرفي كرده و سياست‌هاي آن را توجيه كند.

چند سال قبل هنگام تماشاي يك قسمت از كارتون پلنگ صورتي، يك اردك كوكي پس از سفر دور دنيا به خانه بازگشت؛ در حالي كه روي چمدانش برچسب گمرك چند كشور از جمله «ايران»، ديده مي‌شد. دوست ندارم سخنان خانم «شهره آغداشلو» در تلويزيون «تپش» درباره فيلم «سنگسار ثريا.ميم» را بازگو كنم، اما وقتي گفت از كارهايش راضي است به فكر فرو رفتم. در شرايطي كه دنيا ما را از همه‌جا حذف كرده و همواره ايرانيان را مورد تمسخر قرار مي‌دهد، خانم آغداشلو در سريال «24» ايفاي نقش مي‌كند در حالي كه نام پسرش «بهروز» است، خانواده‌اي تروريست و قاتل و حيوان‌صفت و كثيف و رذل در خاك آمريكا هستند و هيچ‌وقت هم تفكراتشان را تغيير نمي‌دهند. چگونه مي‌شود شما به خودتان «ايراني» بگوييد و هموطن‌هايتان را «تروريست» معرفي كنيد؟ ايفاي نقش در «سريال 24» آن‌قدر برايتان اهميت دارد كه حتي حاضر مي‌شويد نقش يك كاراكتر «تروريستِ هميشه تروريست» را بازي كنيد؟ ما شيفته هاليوود شده‌ايم، وگرنه دليلي نداشت كه «گلشيفته فراهاني» وقتي به آمريكا مي‌رود، هنگام مصاحبه با خبرنگاران با تكان دادن دست و كج كردن گردنش اداي آن‌ها را در بياورد و خودش را آن‌چنان زشت وتابلو، هم‌رنگ محيط كند.

وقتي فيلم مزخرف «300» اكران شد، خبرگزاري‌هاي ايراني آن را چنان بزرگ كردند كه مردم كنجكاو شدند. خبرگزاري فارس هر هفته چندين پروژه انيميشن را به عنوان «پاسخي به فيلم 300» معرفي مي‌كرد. اما آيا ما توانستيم پاسخي به آن‌ها بدهيم؟ وقتي برخي گروه‌هاي عرب در پي ترويج هنوان «خليج عربي» بودند، ما نام برخي بزرگراه‌ها و جاده‌هاي كشور را به «خليج‌فارس» تغيير داديم. اين عمل، تنها يادآوري نام خليج‌فارس به خود مردم ايران بود و نه عرب‌ها و كشورهاي محتاج نفت آن‌ها. ما مي‌توانستيم لوگوي خليج‌فارس را روي پاكت‌ها نامه و مرسولات و كالاها و خيلي از چيزهايي كه از كشورمان خارج يا صادر مي‌شود، درج كنيم. اما هيچ كاري جز امضاي الكترونيكي نكرديم.

كاش همه هنرمندان ما بزرگ‌منشي «عزت‌الله انتظامي»، فروتني «منوچهر احترامي»، احساس مسؤوليت «مرتضي احمدي»، ميهن‌پرستي «رضا كيانيان»، و ابتكار «امين حيايي» را داشتند.

 

رونمایی از كتاب 12 سپتامبر، نوشته فرورتيش رضوانيه نويسنده كتاب بومرنگ، طنزنويس همشهري مسافر، طراح شوخي‌هاي سيزده كج شدن برج ميلاد و سمند طلايي يك ميليون دلاري در تاریخ چهارشنبه 24 تيرماه در محل فرهنگسرای رسانه برگزار می شود.

محتواي كتاب 12 سپتامبر، مجموعه داستان‌ها به شيوه بومرنگ و طرح جلد آن هواپيماي مسافربري در حال برخورد با برج ميلاد عنوان شده است.

بخش عمومي برنامه براي حضور علاقه‌مندان و خريد كتاب با تخفيف ويژه: از ساعت 19 تا 20
محل برگزاري رونمايي: فرهنگسراي رسانه

نشاني فرهنگسراي رسانه: ميدان ولي‌عصر (عج)، ابتداي بلوار کشاورز، جنب پایگاه انتقال خون
|+| نوشته شده توسط Farvartish Rezveniyeh در هفتم تیر 1388  |
 
 
بالا