يك روز در تاكسي، يكي از مسافرها در موبايلش فيلم يك تصادف واقعي ايراني را به ما نشان داد. از چيزي كه ديدم، حيرت كردم. سازنده آن كليپ، تصوير يك تصادف در امارات را چنان به لحظات پس از يك تصادف در ايران چسبانده بود كه براي همه باورپذير بود، تا جايي كه نتوانستم نظرشان را درباره واقعي بودن آن فيلم تغيير دهم.
جعل تصاوير و خلق عكسهاي خبري جعلي، از تفريحات مورد علاقه آمريكاييها است. از طرفي، آنها از كشف اين موارد هم لذت ميبرند. گاهي يك عكس ميتواند جنجال خبري درست كند و رسانهها را به جان افراد مشهور بيندازد. اما در ايران آنقدر فيلم بلوتوثي جعلي منتشر شده كه از تفريح خارج و بيشتر به مرض شبيه است.
ما ايرانيها در تلف كردن وقت و استعدادمان مهارت داريم. اخيرا در اينترنت تصويري ديدم كه برايم عجيب بود. مطمئن بودم آن عكس را پيشتر ديدهام اما كمي تغيير كرده بود. كسي كه اين تصوير را دستكاري كرده، اگر همان زمان را صرف خلق اثري ديگر ميكرد، خيلي بهتر از اين بود كه بخواهد با جعل عكس خبري، مثلا كسي را «تخريب» كرده باشد. اين عكس، هيچ ارزشي ندارد و تكنيك به كار رفته در آن هم چيز خاصي نيست كه در اينترنت ماندگار باشد.
در شرايطي كه هاليوود ما را تروريست و احمق و بدبخت معرفي ميكند و فيلمسازهايمان هم دنبال كسب شهرت با نشان دادن بچههاي پابرهنه و فقر و شترمرغ هستند، نمايشهاي ضد ايراني در سراسر جهان روي صحنه ميرود، ما هم وقتمان را ميگذاريم تا كارهاي الكي انجام دهيم، بعد وقتي سرود ملي كشورمان را ميشنويم، ميايستيم و سينه را سپر ميكنيم و نام خودمان را «ميهنپرست» ميگذاريم.

|
+| نوشته شده توسط
Farvartish Rezveniyeh در یازدهم تیر 1388
|